X
تبلیغات
میهن من،ایران اسلامی

میهن من،ایران اسلامی
 
Islamic Republic of Iran
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ  حبیب الله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری  گفت: موسوی پس از 20 سال سکوت به صحنه آمد تا کاری که بنی‌صدر ناتمام گذاشته بود، تمام کند.


به گزارش میهن اسلامی  حبیب الله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در گفتگو با مشرق، فتنه سال 88 را نوعی بازسازی نیروهای دشمن و به جان انقلاب انداختن آنها دانست و گفت: غرب در کشورهای اسلامی ریشه دارد و این ریشه را از 150 سال پیش تاکنون تقویت کرده است. از زمانی که ایران با اندیشه‌های غربی آشنا شد سربازگیری غرب در ایران هم آغاز شد.

وی افزود: جنبش بهائیت اولین جنبشی بود که غرب علیه مظاهر اسلام و علیه استقلال و آزادی ملت راه انداخت. بهایی‌ها اولین سربازانی بودند که مدرنیسم را در ایران بازتولید می‌کردند.

عسگراولادی تصریح کرد: وقتی زمان مشروطیت رسید غرب از طریق دو اندیشه سوسیالیسم و لیبرالیسم دام و دانه خود را پهن کرد. کسانی که از این دو مکتب سیراب می‌شدند با اسلام و روحانیت مرزبندی داشتند و چون مبانی نظری این دو مکتب یارای مقابله با اسلام را نداشت شروع کردند به بهانه آزادی، توهین و مسخره کردن اسلام و مسلمانان! محصول تبانی سوسیالیسم و لیبرالیسم علیه اسلام و مسلمانان در جنبش مشروطیت (که قرار بود شرع مقدس اسلام شرط و شروط مشروطیت باشد) ظهور فاشیسم رضاخانی در سپهر سیاست ایران بود.

وی ادامه داد: سوسیالیست‌ها و لیبرالیست‌ها در ایران بیش از یک قرن با تبانی با انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی حکومت را به دست رضاخان و پسرش دادند که آنها منافع غرب در ایران را نمایندگی می‌کردند. آنها تن به فاشیسم رضاخانی و محمدرضاخانی می‌دادند اما حاضر نبودند تن به اسلام و حاکمیت حدود الهی در ایران بدهند.

این عضو حزب موتلفه اظهار داشت: با ظهور امام خمینی(ره) و تجربیاتی که مردم از دو انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن نفت داشتند. قرار شد اسلام اصل و اساس حرکت مردم باشد و روحانیت و مراجع جلودار حرکت‌های انقلابی و با کسانی که به مکاتب غربی معتقدند و با سرویس‌های جاسوسی دشمن سر و سری دارند مرزبندی شود؛ لذا پس از پیروزی انقلاب همه کسانی که دل در گرو اندیشه‌های غربی داشتند جمع شدند تا پرچم انقلاب و اسلام را به زیر کشند اما نتوانستند.

وی افزود: بنی‌صدر اولین کسی بود که با برافراشتن پرچم لیبرالیسم، منافقین، کفار و ملحدین را دور خود جمع کرد و به جنگ امام و انقلاب آمد. او در پوشش یک عنصر خودی و انقلابی در نهضت نفوذ کرده بود اما مردم و امام او را شناسایی کردند و شر او را از سر انقلاب کم کردند؛ بنی‌صدر یک فرد نبود. او مأمور بود که همه زور غرب علیه اسلام و انقلاب را تجمیع کند و بر سر مردم بکوبد. اما به حول و قوه الهی و فداکاری مردم و به ویژه شهدایی چون بهشتی، باهنر، رجایی و شهدای محراب، این توطئه در هم شکست و پایه‌های نظام اسلام محکم‌تر شد.

عسگراولادی تصریح کرد: ما پس از دفع شر و فتنه بنی‌صدر، در دوران حکومت دوم خردادی‌ها هم شاهد تحرکاتی بودیم که نمونه بارز آن حوادث 18 تیر 78 بود. این بار هم غرب با سربازگیری مجدد بقایای عناصری که خود را «چپ» می‌خواندند و دل در گرو تفکرات غربی داشتند با انقلاب دست و پنجه نرم کرد. مردم در 23 تیر یعنی 5 روز پس از وقوع این حادثه پاسخ اشرار و فتنه‌گران را دادند. بقایای این جریان غائله تحصن مجلس را در سال 82 پدید آوردند و به دلیل بی‌اعتنایی مردم توطئه آنها نگرفت و لذا تنها ماندند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فتنه سال 88 ، گفت: فتنه سال گذشته به بهانه برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سومین یورش غرب از داخل به انقلاب بود. این بار دشمن با بهره‌گیری از جهل و غفلت برخی از خودی‌ها آتش فتنه‌ای را روشن کردند که 8 ماه طول کشید. آنها در این 8 ماه به همه ارزش‌ها و آرمان‌های امام و انقلاب یورش بردند. قانون اساسی را زیر پا گذاشتند. جمهوریت نظام را به تمسخر گرفتند. اسلامیت نظام را مورد وهن قرار دادند.

وی با بیان اینکه کسانی که این شرارت را مدیریت می‌کردند در خارج بودند، افزود: آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس در رأس اتاق مدیریت فتنه قرار داشتند. بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا و دیگر رسانه‌های غرب تولیدات پیام فتنه این اتاق را در کشور توزیع می‌کردند. عشق به مقام و شیفتگی به قدرت در برخی، آنچنان آنها را مست کرده بود که نمی‌توانستند دست دشمن را در پس حوادث ناگواری که به مردم و انقلاب می‌رفت، ببینند.

عسگراولادی با بیان اینکه کسانی که در داخل این پیام‌ها را توزیع می‌کردند لایه‌های مختلفی داشتند، ادامه داد: اولاً آنچه آنها را به هم وصل می‌کرد، پیشینه سیاسی آنها و دلباختگی آنها به آموزه‌های غربی بود. یک طرف لشگر فتنه منافقین وسلطنت‌طلب‌ها و مارکسیست‌ها بودند و یک طرف فتنه کسانی بودند علی‌رغم همراهی‌های آنها با نهضت اسلامی چون پیشینه محکمی از اندیشه اسلامی و اعتقادات الهی و مردمی نداشتند به دام دشمن افتادند.

وی تصریح کرد: آنها برای رسیدن به تاج و تخت، همه پل‌های ساخته شده پشت سر خود را خراب کردند و با اعلام جنگ با «جمهوریت» و«اسلامیت» نظام، سفره خود را از مردم جدا کردند و بر سر سفره ضد انقلاب نشستند؛ این جماعت در دوران دوم خرداد در قضایای 18 تیر 78 یک جنبش بی‌سر بودند و خاتمی حاضر نشد رأس جنبش قرار گیرد که نظام و انقلاب را هدف قرار داده است. اما در فتنه 88 یعنی ده سال پس از آن شرارت، میرحسین موسوی عملاً حاضر شد این مسئولیت را بپذیرد و در رأس جنبش مخالفت با نظام و انقلاب قرار گیرد.

 عسگراولادی که وزیر بازرگانی دولت اول میرحسین موسوی بوده است، با اشاره به انحراف میرحسین موسوی گفت: او پس از امام(ره)، 20 سال سکوت کرد، پس از 20 سال سکوت به صحنه آمد تا کاری که بنی‌صدر ناتمام گذاشته بود بصورت دیگر آن را ادامه دهد. بسیاری از انقلابیون اصیل کشور در همان دهه اول انقلاب او را شناسایی کرده بودند و هشدار داده بودند که او نباید در جایگاهی قرار گیرد که بتواند لشگر و حشم غرب در ایران را باز تولید کند. «شهید آیت» و «شهید دیالمه» از آن جمله بودند. حزب مؤتلفه اسلامی با موسوی در دهه اول انقلاب مرزبندی داشت.

وی افزود: موسوی به مسیری رفت که غرب برای ایران تعیین کرده بود. او فهم و بصیرت و آگاهی مردم و  هوشمندی و شجاعت رهبری را دست کم گرفته بود؛ متأسفانه برخی بدون درک درستی از اوضاع و شرایط با او همراهی کردند اما امروز شرمنده هستند و می‌خواهند برگردند. می‌بینند پل‌ها را پشت سر خود خراب کرده‌اند. می‌خواهند با او همراهی کنند. می‌بینند باید بروند پشت سر منافقین و سلطنت‌طلب‌ها بایستند. شاید در تغییر رژیم جمهوری اسلامی جایی به آنها بدهند. اما نیک می‌دانند اگر اوضاع برگردد همین‌ها در صف اول اعدام هستند، غرب به هیچکدام از آنها رحم نخواهد کرد.

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری تصریح کرد: شکست فتنه 88 ضربه سختی به بقایای غرب زده‌ها در ایران زد. آنها شکست را پذیرفته‌اند. اما عقب‌نشینی را نپذیرفته‌اند همچنان دارند تلفات می‌دهند. انقلاب پس از فتنه 88 نیرومندتر و مقتدرتر در عرصه‌های داخلی و خارجی ظهور پیدا کرده است و با زلزله‌ای که سامانه سیاسی غرب در جهان اسلام و جهان عرب افتاده است این اقتدار بطور مضاعف خود را نشان می‌دهد.

عسگراولادی در بخش دیگری از گفتگو با مشرق، اظهار داشت: زندانیان سیاسی در اوایل دهه 50 بویژه سال‌ها 56 و 57 بحث‌های جالبی در زندان با هم داشتند. یک دسته، ما مسلمان‌ها بودیم که امام و مراجع و روحانیت را قبول داشتیم و دین خود را و آموزه‌های قرآنی خود را مدیون آنها می‌دانستیم و از آنها می‌گرفتیم. یک دسته منافقین بودند که دین خود را از مسعود رجوی و موسی خیابانی می‌گرفتند.
یک دسته همه کمونیست‌ها بودند که لایه‌های گوناگون داشتند، از حزب توده شروع می‌شد تا چریک‌های فدایی خلق و نسخه‌های چینی و مائویی و تروتسکیست و... یک جماعتی هم بودند که اصطلاحاً به آنها ملی می‌گفتند.

وی افزود: بحث اصلی ما در زندان مرزبندی با مارکسیست‌ها و بی‌دین‌ها بود. به منافقین می‌گفتیم سفره خودتان را از این بی‌دینها جدا کنید حاضر نمی‌شدند. به ملّیون و لیبرال‌ها می‌گفتیم به منافقین اعتماد نکنید آنها بدتر از کفار هستند، گوش نمی‌کردند. همین معادله فکری اکنون تا حدودی برقرار است.
عسگراولادی تصریح کرد: در حال حاضر هم به دوستان سابق خود که زمانی در زندان اوین با هم بودیم می‌گوییم حساب خودتان را از منافقین جدید جدا کنید، توجه نمی‌کنند. آنها می‌خواهند همه شرارت‌ها و خیانت‌هایی که طی 8 ماه سال گذشته از خرداد تا دی اتفاق افتاد به فراموشی بسپارند و از حافظه تاریخی مردم پاک کنند.

وی ادامه داد: آنها نمی‌خواهند بپذیرند که «وزیر ارشاد» دولت خود را فرستاده‌اند لندن با یک لشگر رسانه‌ای، انگلیسی‌ها را در تقویت بی‌بی‌سی دارند کمک می‌کنند، آنها نمی‌خواهند بپذیرند یک لشگر رسانه‌ای دیگر فرستادند آمریکا و دارند رادیو آمریکا را علیه ملت ایران تجهیز می‌کنند.

عسگراولادی خاطرنشان کرد: آنها نمی‌خواهند حجم عظیم بی‌مهری به امام، آرمان‌های انقلاب، رهبری و مردم را قبول کنند. می‌خواهند این ظلم را لاپوشانی کنند؛ آنها اقتدار ملی را نشانه گرفته‌اند. پیشرفت‌های کشور را نادیده می‌گیرند. بصیرت نسل سوم انقلاب را به هیچ گرفته‌اند. لذا با سر به زمین خورده‌اند و ضربه مغزی شده‌اند می‌خواهند بیماری خود را گردن انقلاب بیندازند، در صورتی که مردم و انقلاب با آنها خیلی مدارا کرده‌اند، رهبری معظم انقلاب با سماحت و بزرگواری با آنها برخورد کردند. حجت برای آنها تمام شده است فردای قیامت هیچ عذری ندارند که بیاورند اگر داشتند الان مطرح می‌کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ شبکه خبری راشاتودی در گزارشی از بهشت زهرا تهران نوشت:آرامگاه‌های شهیدان یک بُعد قدرت ایرانی‌ها حتی بیشتر از قدرت هسته‌ای هستند.این معما بیگانگان را گیج کرده که همه منتظرند حمله علیه ایران آغاز شود؛ اما مردم ایران خیلی آرام هستند.



به گزارش مشرق، شبکه خبری راشاتودی طی گزارشی از بهشت زهرای تهران عنوان کرد که آرامگاه‌های شهیدان یک بُعد قدرت ایرانی‌ها حتی بیشتر از قدرت هسته‌ای هستند و بسیاری از مردم هنگام زیارت آرامگاه‌ها از خداوند می‌خواهند که آنها هم در راه خدا شهید شوند. آنها دعا می‌کنند و خیرات می‌کنند. مردم حضور خدا را بر مزار آنها احساس می‌کنند و احساس ویژه با دوستان خود دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
گویا دیپلماسی عمومی «روباه پیر» در دوران استعمار نو و فرانو، امیدوار است که مخاطب ایرانی با هر ذائقه و نیازی به رسانه، اعم از اطلاع‌یابی و خبر یا سرگرمی و تفریحی، از روبه‌روی شبکه‌های فارسی زبان انگلیسی، جای دیگری نرود.



به گزارش میهن اسلامی به نقل ازمشرق،از اواخر تابستان 1389، مسافران ایرانی‌ای که وارد فرودگاه دبی می‌شدند، با بیلبوردی روبه‌رو می‌شدند که تبلیغی بر آن نقش بسته بود و خبر از آمدن یک شبکه تلویزیونی فارسی زبان دیگر می‌داد: من و تو (manoto).
6 آبان 1389 (28 اکتبر 2010) ضمن اینکه سالروز تولد رئیس جمهوری اسلامی ایران (آقای دکتر احمدی‌نژاد) است، روز راه‌اندازی دو شبکه تلویزیونی فارسی زبان نیز هست: یکی خود را شاخه‌ای از رسانه اتحادیه اروپا (یورو نیوز) می‌داند و در لیون فرانسه متولد می‌شود و دیگری اگرچه مستقل می‌نمایاند، در همسایگی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و با همکاری چندی از عوامل آن، در لندن انگلستان پا به عرصه وجود می‌گذارد.
«من و تو» یک شبکه تلویزیونی فارسی‌زبان است که به شرکت «شبکه تلویزیونی مرجان» تعلق دارد. این شبکه تلویزیونی به پخش برنامه‌های سرگرم‌کننده فرهنگی که محصول شرکت متولی‌اش است و دیگر برنامه‌ها، به زبان فارسی می‌پردازد. شبکه تلویزیونی «من و تو 1» برنامه‌های خود را از شهر لندن واقع در پادشاهی متحده بریتانیا پخش می‌کند. کپیتال استودیوی لندن، محل استقرار این شبکه تلویزیونی است.
 

 

ساختمان کپیتال استودیوی لندن

گفته می‌شود، برادر و خواهری با نام‌های کیوان و مرجان عباسی مدیران اصلی این گروه تلویزیونی هستند.

 

آرم گروه تلویزیونی مرجان

 

با وجود آنکه برخی تحقیقات، از جعلی بودن نام این دو نفر خبر می‌دهد، تاکنون همین نام‌ها و گوگوش به عنوان مالکان این گروه مطرح هستند.
بنا بر آنچه از شواهد روند راه‌اندازی این شبکه و تأمل بر مهم‌ترین برنامه این شبکه یا به نوعی فلسفه به وجود آمدن این شبکه یعنی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش برمی‌آید، به نظر می‌رسد این خواننده چه در مرحله تأسیس شبکه و چه به عنوان یک سرمایه‌گذاری تجاری و تبلیغی برای آکادمی موسیقی خود، ارتباط مؤثری با این شبکه دارد. هرچند در وب‌سایت رسمی این گروه تلویزیونی از هیچ فردی به عنوان مالک و یا مدیر گروه نام برده نشده است. لکن، برنامه‌ریزی بلند‌مدت برای بهره‌مندی از این خواننده در حوادث پس از انتخابات سال 88، برای بسیاری از کارشناسان فرهنگی عیان است.

* ارتباط شبکه تلویزیونی «من و تو» با «فارسی 1» و «بی‌بی‌سی فارسی»
آنچه در نسبت این شبکه با تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی می‌توان گفت، جدای از همجواری و عوامل انسانی مشترک و به طور عمده برآمده از بی‌بی‌سی و استخدام شده در «من و تو»، نوع ساختار برنامه‌های تولیدی است که به طرز مبرهنی در آنها تلاش شده تا حسن همسایگی را رعایت و آنچه در شبکه بی‌بی‌سی فارسی می‌توان به عنوان کمبود و کاستی آن برشمرد، در «من و تو» جبران شده است. بنابراین، این دو شبکه انگلیسی فارسی زبان، آشکارا مکمل یکدیگر هستند، به گونه‌ای که گویا دیپلماسی عمومی «روباه پیر» در دوران استعمار نو و فرانو، امیدوار است که مخاطب ایرانی با هر ذائقه و نیازی به رسانه، اعم از اطلاع‌یابی و خبر یا سرگرمی و تفریحی، از روبه‌روی شبکه‌های فارسی زبان انگلیسی، جای دیگری نرود.
 

در کنار شباهت‌های رویکردی این شبکه‌ها، می‌توان به شباهت های ظاهری آنان نیز اشاره کرد. یکی از این شباهت‌ها در قلم نوشتاری (فونت) آنان است. به شباهت قلم‌ها در نوشته‌های شبکه بی‌بی‌سی فارسی و فارسی 1 در تصویر بالا توجه کنید.

 در حوزه هماهنگی‌های شکلی این شبکه‌ها، شباهت لوگوها و قلم نوشتاری آنان نیز تأمل‌برانگیز است که توجه کارشناسان را به این تصویر جلب می‌کنم:

تبلیغات گسترده شبکه تلویزیونی فارسی 1 برای یک زن خواننده ، چه پشتیبانی و حمایت مالی از بعضی از کنسرت‌هایش و تبلیغات بی‌اندازه برای آنها، و چه قطع سریال‌هایش در هنگام تحویل سال نو و خواندن دعای تحویل سال توسط آن خواننده در این شبکه، همگی نشان‌دهنده نزدیکی این شبکه به این خواننده است.
امروزه هجمه رسانه‌ای غرب علیه کشور اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی ، به‌گونه‌ای هدفمند و استراتژیک هماهنگ شده است؛ این روند با راه‌اندازی شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) در سال 2005، آغاز و پس از دوره‌ای آزمایشی نزدیک به سه سال، با کشف کاستی‌ها و معایب آن، با راه‌اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی در فاصله چهار ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری 88 به اوج رسیده و در فاصله حدود نزدیک به 2 ماه پس از این انتخابات و حوادث پس از آن با راه‌اندازی شبکه فارسی 1، به تکامل نسبی رسیده است. با افزودن اصلاح ساختار و برنامه‌های شبکه صدای امریکا طی سال‌های 88 و 89 و راه‌اندازی شبکه "من و تو" و "یورو نیوز" فارسی در آبان 89، این پازل روز به روز کامل‌تر و اهداف شوم آنان آشکارتر می‌شود.
آنان دریافته‌اند که تحقق اهداف خود را نه از راه حل نظامی، بلکه تنها با راه حل فرهنگی می‌توانند دنبال کنند؛ چرا که با تغییر در سلول‌ها و اجزای بنیادین جامعه که همانا فرهنگ جامعه است، دستیابی اهداف سیاسی، اقتصادی و... آسان‌تر صورت می‌پذیرد. از این رو، با هدف قرار دادن کوچک‌ترین نهاد جامعه یعنی "خانواده" و ورود به عرصه خصوصی آنان از راه تلویزیون‌ها، می‌کوشند اعضای این نهاد مهم و اساسی را تربیت کنند.

* تلاش برای ایجاد بالاترین میزان تعامل با مخاطب
تولید برنامه‌های تعاملی (Interactive) دغدغه اصلی برنامه‌سازان عرصه رسانه در سال‌های اخیر است؛ زیرا امروزه با گسترش، تداوم و تکرار جریان‌های یک‌سویه ارتباطی، مخاطب دچار خستگی و یکنواختی می‌شود و دیگر تاب و تحمل انفعال در برابر رسانه را ندارد. مخاطبان می‌خواهند فعال باشند و در فرآیند برنامه‌سازی، مؤثر واقع شوند.
پیش‌تر شبکه‌ بی‌بی‌سی فارسی با تولید برنامه «نوبت شما» در بهره‌مندی از ظرفیت غنی مخاطب تلاش و برای پیشبرد اهداف فرهنگی، سیاسی و... خود، از القای حس مالکیت برنامه به مخاطب استفاده کرد.
بزرگترین مشخصه شبکه تلویزیونی «من و تو 1»، بیشترین تلاش ممکن برای حداکثر تعامل با مخاطب است. در کلیه برنامه‌های تولیدی این شبکه؛ این منش آشکار است که مجریان برنامه بیش از اندازه تصمیم‌های گرفته شده در مورد بخش‌های (آیتم) برنامه‌شان را متأثر از نظرات بینندگان برنامه که از راه‌های مختلف با شبکه مرتبط هستند، می‌نمایانند. تلفن، ایمیل و پیامک روش‌های متداول پیشین و اعلان نظر و رأی از راه شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس بوک، توییتر و... روش جدیدتر اعلان نظر مخاطبان است، به گونه‌ای که هر برنامه این شبکه بر روی شبکه‌های اجتماعی، عضویتی دارد که مخاطب ضمن آگاهی از آخرین تصمیم‌های برنامه‌سازان آن، با نظرات دیگر مخاطبان نیز آشنا می‌شود و افزودن بر وجود امکان مباحثه با آنها در مورد نقاط قوّت و ضعف آن برنامه، به اعلان رأی و نظر خود در مورد جزئیات آن برنامه می‌پردازد و تأثیر نظر خود را نیز در فرآیند برنامه‌ریزی می‌بیند.

 

* ترویج سبک زندگی غربی و غیراسلامی، در پوشش ایجاد سرگرمی و تفریح
عمده‌ترین فعالیت رسانه‌ای این شبکه، تلاش بی‌وقفه، هماهنگ و برنامه‌ریزی شده برای تغییر سبک و روش زندگی و معاشرت افراد در جامعه است. این جوامع از کوچکترین نهاد آن یعنی خانواده، جمع دوستان، آشنایان و اقوام شروع می‌شود و تا سطح همکاران، همشهریان، هموطنان و هم‌نوعان را در بر می‌گیرد.
مصادیق فراوان ترویج فرهنگ مبتذل غربی، در همه برنامه‌های این شبکه فراوان دیده می‌شود که به چند نمونه بسنده می‌کنیم:
در برنامه «بفرمائید شام»، عمده افراد شرکت‌کننده در ضیافت شام، از گونه‌های مختلفی انتخاب شده‌اند تا مخاطب با هر نوع سبک و روش زندگی، بالاخره با یکی از این افراد احساس همزادپنداری بیشتری کند تا در ادامه، قبح برخی رفتارها با مشاهده تحقق آنها در فرد مشابه، زدوده و انجام آن نوع از معاشرت و زندگی برایش محقق شود. بسیار دیده شده در صورتی که میهمان و میزبان از جنس مخالف باشند، هنگام ورود میهمان، گوینده برنامه تذکر می‌دهد که بوسیدن طرف مقابل فراموش نشود و در صورت انجام ندادن این کار، فرد فراموش‌کار را بی‌فرهنگ خطاب می‌کند و اینگونه هنجار و ضدهنجار، یا ارزش و ضدارزش را برعکس به مخاطب القا می‌کنند.
در بسیاری از موارد، میهمان‌ها برای ورود به خانه میزبان، برای او و دیگر حاضران، مشروبات الکلی، کادو می‌آوردند و در انتخاب مارک و برند آن با یکدیگر به رقابت ضمنی می‌پردازند.
نوع غذاها، پیش‌غذاها و پس‌غذاها (دسرها) نیز گواهی سیر تدریجی تمایل دست‌اندرکاران برنامه به تغییر ذائقه خوردن و آشامیدن مخاطب ایرانی به سوی ذائقه غربی، است. خوردن غذاهای ایرانی و به ویژه سنتی به همراه مشروبات الکلی، رویدادی است که بی‌تردید، قصد قبح‌زدایی و عادی‌سازی آن برای مخاطب ایرانی در دستور کار مسئولان این برنامه است. برای مثال خوردن قرمه‌سبزی و یا دیزی با مشروبات الکلی...
در برنامه «چرا که نه» نیز که بر پایه ایجاد تمایل بانوان به شاغل بودن و آن هم شغل‌های متنوع بنا شده، اصرار برنامه‌ساز به ورود بانوان به عرصه اشتغال مبرهن است و در برنامه «زرشک» نیز تلاش می‌شود تا مشکل خانم‌های شاغل در مورد پخت غذا با وجود گرفتاری‌های شغلی، برطرف شود. هرچند در همین برنامه نیز قبح‌زدایی از رابطه با جنس مخالف، رابطه غیرعادی با همسایه، نوع آشپزی و خوراک و... برخی از موارد هنجارشکن و ضدفرهنگی است.
در برنامه «به زندگی من خوش آمدید»، به گفته گوینده متن تیزر برنامه، به سراغ مجموعه‌ای از چهره‌های موفق، شهر محل زندگی‌شان، شغل‌شان و هنرشان می‌رود تا به طور رسمی الگوهای زندگی موفق، براساس شاخص‌های مورد پسند غرب به مخاطب معرفی شود.
در برنامه «ثروتمندان» نیز معرفی افراد ثروتمند، راه ثروتمند شدن آنها و چگونگی زندگی کردنشان در دستور کار است تا ضمن ترویج سبک زندگی اشرافی، به قبح‌زدایی از منش ثروتمند شدن از هر راه و روشی نیز پرداخته شود.
در تیزر معرفی این برنامه، بعد از اینکه مخاطب با پرسش‌های پی در پی نظیر: اگر (می‌توانستید) هر ماشینی را که می‌خواهید، رانندگی کنید، چه ماشینی را انتخاب می‌کردید؟ اگر می‌توانستید به هر جایی پرواز کنید، کجا را انتخاب می‌کردید؟ اگر ثروت فراوان داشتید، چه چیزی می‌خرید؟ رو به رو می‌شود. آنگاه با پرسش نهایی خود، هدف دست‌اندرکاران برنامه از تولید و پخش این برنامه را آشکارا بیان می‌کند که: «اگر یکی از ثروتمند‌ترین‌های جهان بودید، چه سبک زندگی را انتخاب می‌کردید؟»
در برنامه «سالی تالک» که به صورت جُنگ آماده می‌شود، دختری به نام سالومه که چندی پیش برخی رسانه ها از احتمال بهایی بودن اون خبر داده بودند، مجموعه‌ای از محتواهای جذاب را در قالب بسته‌هایی نظیر ویدئوی هفته، خبر داغ، شبیه‌سازی، پشت صحنه، سؤال هفته، کلمه هفته، زرشک طلایی، توصیه‌های هفته و... به مخاطب عرضه می‌کند، که وجه اشتراک همگی آنها، تمسخر دیگر افراد، برنامه‌ها، فیلم‌ها و سنت‌های بومی جوامع است و این اهداف با تلاش‌های زیر پیگیری می‌شود ارائه نمایش لودگی مفرط و ابتذال فرهنگی حاکم بر فضای کاری این شبکه، ارائه مجموعه توصیه‌ها و آموزش هنجار شکنانه به مخاطب در زمینه‌های مختلف مانند راه‌های جذب و یافتن دوست از جنس مخالف، مواردی که باید رعایت کرد تا دوست (جنس مخالف)تان از شما ناراحت نشود، چگونه با هم برای تفریح و یا کافی‌شاپ/ رستوران بیرون بروید و...
در برنامه من و تو + (پلاس)، ضمن اجرای نامتعارف، دو مجری از جنس مخالف، گزارش‌های فرهنگی از رویدادهای مهم فرهنگی در سطح شهر لندن به نمایش درمی‌آید که عمده آنها بر القای باورها، هنجارها و مؤلفه‌های فرهنگ غربی به مخاطب اصرار می‌ورزد. یکی از بخش‌های این برنامه، نقالی داستان‌های شاهنامه توسط پیرمردی به نام «کربلایی» است که خود، جای بحث مفصل دارد.

* رویکرد سیاسیاگرچه این شبکه می‌خواهد، رویکرد سیاسی خود را در لابه‌لای برنامه‌های سرگرم‌کننده و مفرح پنهان سازد و در یگانه بخش خبری خود، از سبک و سیاقی استفاده کند که مخاطب به طور مستقیم به سمت و سو و گرایش‌های سیاسی آن پی نبرد، لکن با نگاهی اجمالی به برنامه‌ها می‌توان از خاستگاه سیاسی این شبکه آگاه شد.
در همان برنامه «اتاق خبر»، نوع گزینش اخبار، نوع بیان هر خبر، اولویت انتخاب و منابع خبری گویای گرایش‌های ضدانقلابی بسیار شدید در این شبکه است.
هرچند همچون دیگر شبکه‌های انگلیسی، این شبکه می‌کوشد در لفافه، مواضع سیاسی خود را بیان و آنها را به مخاطب تحمیل کند، لکن در لابه‌لای برنامه‌های مختلف، نمونه‌های متنوعی نیز که بیان‌کننده رویکرد سیاسی این شبکه است، دیده می‌شود.
برای مثال، در برنامه Greatest Hits ضمن انتخاب موسیقی‌دان‌های مشهور و منسوب به موضع سیاسی خاص، در میان تکه مصاحبه‌های انتخابی افراد، مواردی را نیز جای می‌دهد که به شفاف‌سازی موضع سیاسی آنان منجر می‌شود. در برنامه مصاحبه با آقای فرید زلاند، ایشان در بخشی از صحبت‌هایش اشاره نمود: «که بالاخره روزی مردم ایران پیروز خواهند شد و به آزادی مورد نظرشون خواهند رسید» و یا در جای دیگر گفت: «آن زمان‌ها مثل الان نبود که مرا بگذارند کنار دیوار و با مسلسل به رگبار ببندند، ساواک که ما را گرفت، ابتدا سعی می‌کرد با توصیه و نصیحت ما را به حذف بخشی از شعر مجاب نماید»!
بیان این جمله‌ها از زبان کسی که در ذهن مخاطب، شهرتی (به واسطه آهنگسازی بسیاری از کارهای معروف خوانندگان لس آنجلسی) دارد، تأثیری به مراتب بیشتر از گفته یک کارشناس سیاسی یا مدعی سیاستمداری می‌گذارد.

* رویکرد مذهبیبر خلاف رویکرد سیاسی که معمولاً اینگونه شبکه‌ها تلاش می‌کنند تا آن را پنهان سازند، این شبکه رویکرد مذهبی خود را آشکار و در چارچوب اندیشه انحرافی سکولاریسم می‌داند هرچند که آن را فریاد نمی‌زند، اما در تمام برنامه‌ها آن را به مثابه قانونی رعایت و بدان اشاره نیز می‌کند.
فردی‌سازی اعتقادات دینی، جزو آموزش‌های اصلی این شبکه است که در بسیاری از برنامه‌ها بدان اشاره می‌شود. بسیاری از میهمان‌های برنامه «بفرمائید شام»، بسیاری از سوژه‌های برنامه «به زندگی من خوش آمدید»، بسیاری از آیتم‌های برنامه‌های به ظاهر فرهنگی نظیر «من و تو + (پلاس)» و حتی در لابه‌لای برنامه‌هایی مستند مانند «معروف‌ترین شهرهای جهان» نیز به این تعبیرها اشاره می‌شود: «حالا پس از اجرای مراسم سنتی مذهبی در کلیسای ...شهر، مردم می‌توانند به سراغ زندگی‌شان بروند و به زندگی معمول خود ادامه دهند.»
یا برای مثال در برنامه «من و تو +» در روز عاشورای حسینی، مجری و گزارشگر برنامه (امید خلیلی) بارها تأکید میکرد که وی براساس اعتقادات شخصی، بعضی وقت‌ها در چنین روزهایی برای کمک، به مرکز اسلامی لندن می‌رود و البته بیان می‌کند که من اصلاً این کار را تأیید و رد نمی‌کنم، بلکه فقط یک نظر شخصی است و نظر هرکس هم برای خودش محترم است. برای تهیه گزارش از چگونگی پختن غذا در شب‌های عزاداری ایام محرم، به این محل می‌رود و خود نیز در گزارش مشغول فعالیت و کمک می‌شود که ناگهان اعلان می‌دارد مسئولان مرکز اسلامی، به محض آگاه شدن از اینکه این گزارش برای شبکه ماهواره‌ای و آن هم «من و تو» تهیه می‌شود، گروه تصویربردار و ایشان را از مرکز بیرون می‌رانند. او این مطلب را چند بار تکرار می‌کند و  مجری زن برنامه نیز در استودیو ، این مطلب را دستاویزی برای تمسخر همکارش قرار می‌دهد.
این تمام آن چیزی است که از عاشورای حسینی در این شبکه بدان پرداخته شد...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در بازدید از وزارت اطلاعات ضمن حضور در نمایشگاه فعالیتها و پیشرفتهای مختلف سربازان گمنام امام زمان(عج)، با مدیران، کارشناسان و کارکنان وزارت اطلاعات نیز دیدار کردند.



به گزارش میهن اسلامی به نقل ازخبرگزاری فارس ، رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به محل وزارت اطلاعات بر مزار سه شهید گمنام در این وزارتخانه حضور یافتند و ضمن قرائت فاتحه یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند.
ایشان سپس با حضور در نمایشگاه فعالیتهای وزارت اطلاعات، از نزدیک در جریان اقدامات و پیشرفتهای بخشهای مختلف وزارت اطلاعات قرار گرفتند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیروز (پنج‏شنبه) همچنین در جمع مدیران، کارشناسان و کارکنان وزارت اطلاعات، ضمن قدردانی از تلاشهای مخلصانه و دلسوزانه سربازان گمنام امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، این وزارتخانه را از معدود دستگاههای برآمده از انقلاب اسلامی خواندند و تأکید کردند: وزارت اطلاعات به همت نیروهای باایمان، متعهد، متخصص، دلسوز و انقلابی خدمات بزرگی برای انقلاب انجام داده است و اکنون پایگاه عظیم مبارزه و جهاد در عرصه‌ جنگ اطلاعاتی در دنیای امروز است.
ایشان با اشاره به نحوة شکل‏گیری دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران به‏دست جوانانی مؤمن و انقلابی، خاطرنشان کردند: از امتیازات برجسته دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، بومی بودن آن، و الگو نگرفتن از هیچ مجموعه اطلاعاتی در دنیا است.
رهبر انقلاب اسلامی، این مجموعه برآمده از انقلاب اسلامی را ترکیبی از تلاش و توکل خواندند و افزودند: با توجه به ویژگیهای ممتاز این مجموعه، وزارت اطلاعات باید همواره در حد اعلای پایبندی به اصول و مبانی انقلاب و رعایت حدود شرعی و قانونی باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای پایبندی به قانون و ضوابط را بسیار مهم دانستند و تأکید کردند: لازمه تعهد، تدین و تقوا، عمل به قانون و امید به آینده است.
ایشان با تأکید بر لزوم نگاه کلان، راهبردی و عمیق وزارت اطلاعات خاطرنشان کردند: طرح های بلندمدت خوبی در وزارت اطلاعات تهیه شده است اما باید طرح های جامع و راهبردی در دیگر موضوعات مهم تهیه و کامل شود. زیرا اساسی‏ترین وظیفه این دستگاه تهیه طرح های عمیقِ بلندمدت است.
حفظ انسجام در وزارت اطلاعات، لزوم نگاه فراجناحی و فراگروهی، و دقت، حساسیت در قبال نفوذ دشمن و جریانهای معیوب فکری و سیاسی و استفاده از تجارب نیروهای مجرب از دیگر نکاتی بودند که حضرت آیت الله خامنه ای به آنها اشاره کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در سخنان خود مدیران، کارشناسان و کارکنان وزارت اطلاعات را به اُنس با قرآن، نماز، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و اخلاق متکی بر مبانی الهی توصیه کردند.
ایشان همچنین با قدردانی از وزیر اطلاعات در بخش دیگری از سخنان خود، بیداری اسلامی روزافزون کنونی را در منطقه حادثه ای فوق العاده عظیم خواندند و افزودند: تحولات کنونی در منطقه قطعاً در آینده جهان تأثیرگذار خواهد بود، بنابراین باید این تحولات را فعالانه رصد و ابعاد مختلف آن را بررسی دقیق کرد.
ایشان بیداری اسلامی کنونی در منطقه را الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران و نتیجه ایستادگی ملت ایران دانستند و تأکید کردند: جبهه استکبار و در رأس آن آمریکا به خوبی می دانند که الگوی این حرکت های مردمی، انقلاب اسلامی ایران است بنابراین تلاش دارند تا این الگو را تجربه ای ناموفق و شکست خورده جلوه دهند در حالی که در مقابل عظمت جمعیت میلیونی مردم در 22 بهمن درمانده‏اند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در سخنانی با اشاره به موفقیت های سالهای اخیر وزارت اطلاعات آن را نتیجه حضور نیروهای مؤمن و جوان در کنار نیروهای انقلابی و باتجربه دانست و گفت: پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی و بومی بودن دانش و تخصص، دو ویژگی بارز وزارت اطلاعات است که موجب تحول در ابعاد مختلف فنی و اطلاعاتی شده است. وی با اشاره به جنگ نرم دشمن و همچنین تحولات کنونی منطقه خاطرنشان کرد: سربازان گمنام امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف اکنون از توان و ظرفیت بسیار بالایی برخوردار هستند و رویکرد پیش‎دستانه و تهاجمی در دستور کار وزارت اطلاعات است.
در این دیدار نماز ظهر و عصر نیز به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
نخست‌وزیر دولت پیشبرد امور مصر صبح پنجشنبه با بالا گرفتن موج اعتراضات مردمی که خواستار برکناری وی بودند، از سمت خود استعفا داد.


به گزارش میهن اسلامی به نقل از فارس ، "احمد شفیق "‌ نخست‌‌وزیر دولت پیشبرد امور مصر به دنبال تشدید تظاهرات مردمی این کشور که خواهان برکناری وی بودند دیروز استعفا داد و شورای عالی نیروهای مسلح مصر نیز با استعفای وی موافقت کرد.

بر اساس این گزارش، "عصام شرف " وزیر حمل و نقل اسبق مصر مامور تشکیل دولت جدید در مصر شده است.

خبرنگار العالم همچنین گزارش داد که خبرها از نامزدی "نبیل العربی " برای تصدی پست وزارت خارجه مصر به جای "ابوالغیط " حکایت دارد.

برکناری احمد شفیق یکی از خواسته‌های اساسی مردم مصر بویژه جوانان معترض بوده است زیرا آنها می‌گویند که این دولت را مبارک پیش از سرنگونی تعیین کرد و در آن چهره‌های رژیم او حضور دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س


تصویر بزرگ
فرمانده مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی در قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) گفت: حاج احمدآقا دلیل رد نامه 67 فرمانده ارشد جنگ به امام (ره) برای انتخاب آقای خامنه ای برای فرماندهی کل‌قوا را اینگونه بیان کرد که "امام خمینی، بسیار نگران آیت‌الله خامنه‌ای بودند؛ ایشان آقای خامنه‌ای را برای آینده انقلاب در نظر گرفته‌اند ".



ابوالفضل حسن‌بیکی در گفت‌وگو با خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: پس از فرار بنی‌صدر از ایران و آزادی عمل فرزندان امام (ره) در جبهه، جنگ حالت جدیدی به خود گرفت.
وی ادامه داد: همدلی، همبستگی، هماهنگی و از سویی ادغام همه نظرها اعم از نیروهای مردمی، ارتش، سپاه و جهادسازندگی امید به پیروزی برای همه رزمندگان و ملت ایران تبدیل به یک واقعیت شد و همه یکصدا پیروزی را به عنوان یک موهبت از سوی خداوند، به یکدیگر بشارت می‌دادند.
حسن‌بیکی ادامه داد: این روحیه برگرفته از تجریه جنگ‌های صدر اسلام بود؛ به طوری که هیچ یک از رزمندگان به جز دست‌یابی به پیروزی و رسیدن به آرمان‌های امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی فکر نمی‌کرد؛ خداوند سبحان نیز رزمندگان را نصرت می‌داد و روز به روز روحیه آنها را بالا می‌برد تا جایی که عملیا‌ت‌های متعددی چون عملیات شکست حصر آبادان، عملیات طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس یکی پس از دیگری انجام شد که پیروزی‌های بزرگی‌ را برای کشور به ارمغان آورد.
عضو هیئت امنای مجمع پیشکسوتان جهاد و شهادت گفت: در این عملیات‌ها که عملیات‌های پیروزمندانه‌ای بود، سرزمین‌های زیادی از لوث ارتش عراق آزاد شد، به نحوی که ماشین جنگی‌اش از کار افتاد و تعداد کشته‌ها و اسرای ارتش عراق آنقدر زیاد و سنگین بود که امکان بازسازی آن در کوتاه‌مدت برای صدام وجود نداشت.
حسن‌بیکی خاطرنشان کرد: در این مقطع، جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و طبیعی بود که کشورهای منطقه تحت قیومیت شوروی و آمریکا قرار داشتند؛ اما حجم پیروزی‌های رزمندگان اسلام به قدری بالا بود و ضربات وارده بر پیکر ارتش بعث عراق به اندازه‌ای بود که آمریکا و شوروی احساس وحشت کرده و علیه جمهوری اسلامی به وحدت رسیدند؛ چرا که آنها سقوط صدام را بسیار نزدیک‌ می‌دیدند و از اینکه در آینده نزدیک تجربه جمهوری اسلامی تکرار شود و کشور بزرگی مانند عراق به یک کشور اسلامی تبدیل می‌شود، احساس خطر کردند.

* تفکر پذیرش صلح پس از فتح خرمشهر یک طرح اسرائیلی و آمریکایی بود

این رزمنده و جانباز دفاع مقدس اظهار داشت: این مسئله از سویی با توجه به حکمت، درایت و تدبیر حضرت امام خمینی (ره) و از سوی دیگر با همدلی و همفکری رزمندگان به عنوان فرزندان امام خمینی (ره)، آمریکا و شوروی‌ نتوانستند راه به جایی ببرند و پیروزی‌های بزرگی در جبهه اسلام به وقوع پیوست.
نماینده اسبق مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی بیان داشت: با وجود پیروزی‌های بزرگ، جبهه‌ها از یک مشکل بزرگ رنج می‌برد و آن این بود که بعد از آزادسازی خرمشهر، ندایی از گوشه و کنار دولت مبنی بر اتمام جنگ و پذیرش صلح با صدام به گوش ‌رسید که در حقیقت یک فکر صهیونیسمی و برنامه‌ریزی شده از ناحیه موساد و سیا بود.
حسن‌بیکی افزود: متأسفانه این شعار تا عمق جبهه‌های جنگ نیز نفوذ کرد، به طوری که مجموعه نیروهایی که در جبهه همواره به دنبال عملیات‌های جدید و شکست ارتش صدام بودند، مجبور بودند زمان‌ طلایی خود را برای رفع این ابهام که "آیا باید عملیات‌ها را ادامه داد یا خیر! صرف کنند.
وی گفت: با توجه به اینکه هنوز بخش‌هایی از جمهوری اسلامی به ویژه در منطقه غرب در تصرف ارتش عراق بود، در میان فرماندهان و رزمندگان وحدت و یکصدایی پدید آمد که حداقل تا بیرون راندن ارتش عراق از سرزمین‌های خود، باید مبارزه را ادامه دهیم.
این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد:‌ اما در هر صورت وجود اینگونه مباحث، ضربات روحی قابل توجهی را به برخی فرماندهان و رزمندگان وارد کرد؛ چرا که شاهد بودند عناصر وابسته به آمریکا و غرب که بر پست‌های کلیدی‌ کشور تکیه زده‌ بودند، در شرایطی که رزمندگان با پوست و گوشت و استخوان و با دست خالی در برابر تهاجم همه جانبه دشمن ایستاده‌اند و ملت ایران خالصانه فرزندان و اموال خود به سوی جبهه‌ها می‌فرستند و هر روز در گوشه‌ای عزیزان‌شان را روی دست‌شان تشییع می‌کردند، همواره در داخل کشور عده‌ای در بوق تردید و سستی در ادامه مبارزه و صلح بدون پیروزی می‌دمیدند و به تعبیر خود برای ملت، دایه دلسوزتر از مادر شده بودند.
مشاور دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان داشت: پرواضح است که هدف از بیان این سخنان توقف جنگ نبود، بلکه آنها می‌خواستند بخشی از سرزمین‌ خود را در اختیار دشمن باقی بگذاریم و پای میز مذاکره برویم؛ حال آنکه تاریخ نشان داده است که نتیجه میز مذاکره چیزی جز برآورده شدن منافع کشورهای سلطه‌طلب غرب و شرق که از حق وتو برخوردارند، نیست و این واقعیتی بود که برای رزمندگان و ملت ایران کاملاً قابل درک و ملموس بود.
حسن‌بیکی اظهار داشت: کمبودهای موجود در جبهه‌ همچون مشکلات لجستیکی، نیروی انسانی و مطرح شدن سخنان و تفکرات یأس‌آور و ناامیدکننده‌ای که بویی از آرمان‌های انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و شهدا نبرده بود، روحیه رزمندگان را در داخل جبهه‌ها هدف قرار داده بود.
وی ادامه داد: علی‌رغم ناهماهنگی‌هایی که میان داخل جبهه با پشت جبهه وجود داشت، در جلسات قرارگاه‌ها همه رزمندگان، فرماندهان و سربازان مخلص امام (ره) با پا فشاری بر ادامه مبارزه با ارتش غاصب عراق تا پیروزی کامل و بیرون راندن او به بیرون مرزهای جغرافیای بر ادامه عملیات برای پاکسازی کامل سرزمین‌ها از لوث وجود ارتش عراق تأکید کردند و انجام عملیات‌های کوچک را برای تثبیت موقعیت‌های به دست‌آمده، ادامه دادند.
فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) گفت: این در حالی بود که تعدادی از عوامل خود فروخته داخلی با نقشه‌های از پیش تعیین شده و بخشی نیز ناخواسته، همچنان شعار صلح سر می‌دادند.
وی افزود: ناگفته نماند که در آن دوران، کمبودهایی نیز که در اثر جنگ در داخل کشور اتفاق افتاده بود، موجب شده بود مردم در شرایط سخت اقتصادی به سر‌ بردند اما چون می‌دانستند که امام خمینی (ره)‌ جز حق نمی‌گوید و منش و گفتارش شبیه یک امام معصوم است، اعتقاد بسیار بالا و قوی نسبت به ایشان داشتند، لذا همه گوش به فرمان امام در برابر سختی‌ها مقاومت می‌کردند.
حسن‌بیکی گفت: توقع می‌رفت در این شرایط، دولت وقت با درک شرایط موجود در جبهه تمام توان خود را برای کمک به جبهه‌ها به کار گیرد، اما متأسفانه این اتفاق نمی‌افتاد.

*ماجرای نامه 67 فرمانده ارشد جنگ به امام (ره) برای انتخاب فرمانده کل‌قوا

وی اظهار داشت: در این مقطع و در جلسات و بررسی‌های متعدد، مجموعه فرماندهان جبهه و جنگ با این اخلال‌ها و کارشکنی‌ها به تنگ آمده بودند، به تصمیم مشترکی رسیدند و آن این بود که به منظور خروج از این بحران از امام خمینی(ره) بخواهیم فردی را به عنوان فرمانده کل قوا منصوب کنند که او بتواند رابط رزمندگان و فرمانده‌هان با ایشان باشد.

*همه متفق‌القول بودند که آقای خامنه‌ای تنها فردی است که می‌تواند فرماندهی کل قوا را به دست گیرد

مشاور دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان داشت: همه فرماندهان متفق‌القول بودند که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تنها فردی است که می‌تواند فرماندهی کل قوا را به دست گیرد؛ چراکه هم امین حضرت امام (ره) هستند و هم با رزمندگان هم‌دل و همراه هستند و از سوی دیگر هم رزمندگان استراتژی ایشان را قبول داشتند و خود را به آقای خامنه‌ای بسیار نزدیک احساس می‌کردند.
حسن‌بیکی اظهار داشت: فرماندهان و رزمندگان معتقد بودند که ایشان در سمت فرمانده کل قوا می‌توانند دولت و عقبه را پوشش دهند و با همان روحیه پیش از فتح خرمشهر و ایجاد وحدت در جبهه‌ها، عملیات‌هایی طراحی شود تا صدام را به طور کامل از ایران خارج کنیم.
وی افزود: به این ترتیب، طی جلسه‌ای با حضور فرماندهان ارشد جنگ،‌ نامه‌ای به منظور انتصاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان فرمانده کل قوا به محضر امام خمینی (ره) نوشته شد و به امضای 67 نفر از فرماندهان ارتش، سپاه و جهاد سازندگی رسید.
این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت:‌ مدتی طول کشید اما پاسخی از حضرت امام دریافت نکردیم‌؛ تا اینکه فرماندهان با مشورتی که با سیداحمد آقا فرزند حضرت امام (ره) انجام دادند، تصمیم گرفتند فرد دیگری را به ایشان پیشنهاد دهند، اما این سؤال همواره در ذهن رزمندگان باقی ماند که چرا حضرت امام به درخواست رزمندگان پاسخی نداند.
حسن‌بیکی اظهار داشت: البته این را خوب می‌دانستیم که سکوت امام، حکمتی دارد که بر ما پوشیده است؛ لذا مقید بودیم که امر ایشان حتماً محقق شود.
فرمانده مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی در قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) عنوان کرد: بعد از آن، نامه‌ دیگری به منظور انتخاب فرماندهی واحد برای مدیریت جبهه‌ها، خدمت امام خمینی (ره) تقدیم شد و در این نامه آقای هاشمی رفسنجانی را به عنوان فرد پیشنهادی معرفی کردیم که معظم‌له با نامه دوم موافقت کردند.
وی ادامه داد: در آن مقطع که رزمندگان در حال اجرای عملیات والفجر یک بودند، حضرت امام با حفظ فرماندهی کل قوا،‌ طی حکمی آقای هاشمی را به عنوان هماهنگ‌کننده جبهه‌ها منصوب کردند.

**بعد از انتصاب آقای هاشمی باز هم مشکلات در جبهه‌ها وجود داشت

حسن‌بیکی بیان داشت: همه رزمندگان مقلد حضرت امام بودند و با همه وجود ایشان را قبول داشتند لذا انتصاب فرمانده جنگ را پذیرفتند؛ اما بعد از انتصاب آقای هاشمی باز هم با مشکلاتی در جبهه‌ها مواجه بودیم‌.
مشاور دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: با توجه به تجربیات عملیات‌های بزرگ پیشین، مجموعه فرماندهان به این نتیجه رسیدند که اگر امکانات مشخصی از سوی دولت و به ویژه نیروی انسانی مورد نیاز جبهه‌ها تأمین شود، خواهیم توانست با یکی دو عملیات پی‌در پی، تکلیف ارتش صدام را یکسره کنیم و به دنیا ثابت کنیم که ما هم می‌توانیم به خاک عراق وارد شویم؛ اما هدف جمهوری اسلامی چیز دیگری است.
حسن‌بیکی خاطرنشان کرد: با این وجود و به دلیل عدم حمایت جنگ از سوی دولت، عملیات‌‌هایی به اجرا درمی‌آمد که کامل نبود؛ به عنوان مثال اگر برای اجرای عملیاتی یک قایق توان جابه جایی 5 رزمنده و ادواتشان را داشت، به دلیل کمبود امکانات، هر قایق باید 15 رزمنده را جابه جا می‌کرد که هم تحرکش را کاهش می‌داد و هم میزان خطر برای رزمندگان افزایش پیدا می‌کرد.
وی افزود: در عملیات رمضان می‌شد تا پشت بصره پیش رفت و جنگ را خاتمه داد؛ در والفجر 8 نیز چنین شرایطی وجود داشت؛ دنیا نیز به شدت به دنبال این بود که جنگ ایران و عراق به اتمام برسد، چون ادامه این جنگ را هم از نظر استراتژیکی به ضرر خود می‌دانستند و هم از اینکه زمینه‌ای برای تبلیغ ایران و اسلام فراهم شود، به شدت هراس داشتند.
این رزمنده و جانباز دفاع مقدس گفت: یکی از معضلاتی که رزمندگان در داخل جبهه با دولت داشتند این بود که توقع داشتیم مسئول لجستیک و پشتیبانی دولت، همه توان خود را صرف جنگ کند؛ این در حالی بود که دولت عراق کاملاً نظامی شده بود و حتی مسئولان غیرنظامی‌اش هم لباس رزم به تن داشتند؛ لذا برای همه ما سؤال بود که چرا این اقدامات را دولت ایران انجام نمی‌دهد و یا اینکه حداقل چند وزیری که فعالیت‌شان در جبهه اثر مستقیم دارد، چرا در منطقه حضور پیدا نمی‌کنند؛ جالب آنکه حتی نخست وزیر وقت بعد از پایان عملیات‌ها به جبهه می‌آمد!
حسن‌بیکی اظهار داشت: آقای بهزاد نبوی که وزیر صنایع دولت بود با اینکه صنایع سنگین و بودجه کشور را در اختیار داشت و لجستیک جنگ را مدیریت می‌کرد، به جبهه نمی‌آمد!‌ و همین امتناع او برای حضور در جبهه، برای رزمندگان به خصوص در بخش مهندسی رزمی مشکلاتی را به وجود آورده بود.

*افرادی مانند بهزاد نبوی از یکسو دل رزمندگان را خالی می‌کردند و از سوی دیگر شعارهای دلسوزانه سر می‌دادند

وی ادامه داد: اگر گذشته را قدری مرور کنیم، بخشی از این افراد باید پاسخ ملت ایران را بدهند؛ همان‌ها که روزی کارشکنی می‌کردند و امروز برای ملت ایران دایه دلسوزتر از مادر شده‌اند و با اقدامات خود دوباره شرایط زمان جنگ را ایجاد کرده‌اند. آنها در دوران جنگ از سویی دل رزمندگان را خالی می‌کردند و از سوی دیگر تحت عنوان شعارهای دلسوزانه، در میان ملت ایران عملیات روانی انجام می‌دادند و به دلیل عدم هماهنگی و همکاری با رزمندگان پیروزی رزمندگان را به تأخیر انداخته و مانع سقوط صدام می‌شدند.
نماینده اسبق مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی بیان داشت: در شرایط کنونی که کشورهای مختلف منطقه در حال قیام هستند و شعار اصلی‌شان اسلام و بزرگترین حرکت‌شان نماز جمعه است، به طوری که دنیای غرب به وحشت افتاده و آمریکا و اسرائیل خود را در آستانه فروپاشی می‌بینند، این آقایان مسیر دیگری را می‌پیمایند و در ظاهر سنگ امامی را به سینه می‌زنند که اوامرش را در دوران دفاع مقدس مبنی بر کمک به رزمندگان برای دست‌یابی به پیروزی روی زمین می‌گذاشتند و امروز مرموزانه در لشگر مسعود رجوی گام برمی‌دارند.
وی گفت: این نکته که چرا امام (ره) پاسخ رزمندگان را ندادند، برای من همواره جای سؤال باقی بود، چون فکر می‌کردم اگر حضرت آقا، فرمانده کل قوا می‌شدند با تسلطی که به مسائل کشور و جبهه داشتند به پیروزی‌های بیشتری دست پیدا می‌کردیم.

*احمدآقا گفت "امام بچه‌های جنگ را بسیار دوست داشت "

فرمانده مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی در قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) اظهار داشت: در سال 1368 که بنده نماینده مردم دامغان در مجلس سوم شورای اسلامی شدم؛ شبی در یکی از مراسم‌هایی که بعد از رحلت حضرت امام در جماران از سوی حاج احمد آقا برگزار شده بود، از او خواستم تا پاسخ مرا بدهد؛ سید احمدآقا پاسخ‌ مفصلی در این مورد دادند که بخشی از آنها بسیاز زجرآور بود و من همیشه به این فکر می‌کردم که برخی افراد، امام (ره) را به کجا رساندند که در دوران بنی‌صدر مجبور شدند تا علی‌رغم خواسته فرماندهان جنگ، فرماندهی کل قوا را به بنی‌صدر خائن واگذار کنند.
وی افزود: سید احمدآقا دلایل دیگری را نیز مطرح کرد و گفت که "در آن دوران، در جمع فرماندهان و در جبهه، اتفاق آرا و وحدت کلمه وجود داشت اما در داخل کشور اتحاد آرا نبود " و نظر دیگر این بود که برخی افراد نظرشان بر این بود که با وجود عنایت آقا به مسئله جنگ و حساسیت‌هایی که ایشان دارند، ممکن است توجه‌شان به کل کشور به ویژه در سطح ائمه جمعه، قطع شود.
حسن‌بیکی خاطرنشان کرد: شنیدن برخی از صحبت‌های سیداحمدآقا شنیدنش برای بنده بسیار سخت بود، به طوری که طاقتم را از دست دادم؛ اما ایشان گفت "باید این مسائل را تحمل کرد؛ چون امام فرمودند "صبر کنید "؛ حتی شاید مجبور باشیم روزی این مسائل را برای تاریخ بیان کنیم "؛ احمدآقا گفت "امام بچه‌های جنگ را بسیار دوست داشتند، هیچ فردی روی کره زمین پیدا نمی‌شد که در وقت نماز جرأت داشته باشد به دیدار امام بیاید؛ اما بارها پیش آمد که ایشان در وقت نماز، همه هواس‌شان به این بود که مبادا کسی از جبهه زنگ بزند و معطل شود ".
این رزمنده و جانباز دفاع مقدس اظهار داشت: احمدآقا گفت "یک شب تصمیم گرفتیم به قم برویم؛ امام (ره) فرمودند "نه "؛ گفتیم چرا؛ گفتند "ممکن است یک وقت از جبهه زنگ بزنند و من نباشم؛ آنوقت جواب خدا را چه بدهم ". یعنی امام با وجود کهولت سن و بیماری و با اینکه قلبش درد می‌کرد و گرفتاری‌هایی داشت، اما همه هواسشان به جبهه بود و این چیزی بود که بارها آن را در جنگ احساس کردیم.

*احمدآقا گفت "امام نگران جان آقای خامنه‌ای بودند "

عضو هیئت امنای مجمع پیشکسوتان جهاد و شهادت بیان داشت: آخرین نکته‌ای که احمدآقا به بنده گفت این بود که "امام خمینی، برای آینده نظام اسلامی نگران بودند؛ ایشان نگران جان آقای خامنه‌ای بودند و هر وقت ایشان به جایی می‌رفتند، نگران بودند و همواره جویای حال ایشان بودند؛ خب شما می‌خواستید آقای خامنه‌ای را به جبهه ببرید و ایشان با روحیاتی که دارد، حتماً باید در خط مقدم حضور پیدا می‌کرد، از سوی دیگر، دشمن هم آقای خامنه‌ای را خوب می‌شناخت و به جایگاه و نقش او در کشور کاملاً واقف است و ایشان از نخستین افرادی بودند که برای ترورشان برنامه داشتند ".
حسن‌بیکی عنوان کرد: احمدآقا گفت "بارها و بارها در مواقع مختلف وقتی به حضرت امام خبر می‌رسید که اتفاقی برای آقای خامنه‌ای افتاده یا می‌خواستند ایشان را ترور کنند، آقا می‌فرمود «احمد، دیدی خداوند چگونه آقای خامنه‌ای را حفظ کرد»؛ لذا مسلم بود که اگر امام (ره) می‌خواستند مسئولیتی به آیت‌الله خامنه‌ای بدهند، ایشان را فرمانده کل قوا می‌کردند؛ چرا که به آقای خامنه‌ای یقین و اطمینانی دارند که وصف‌ناپذیر است؛ خود من گاهی اوقات از نوع نگاه امام به آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم ".
وی ادامه داد: من پرسیدم "یعنی [امام] چه نگاهی به ایشان داشتند؟ "؛ احمد آقا گفت "الان آقایان آمده‌اند، باید به استقبال‌شان بروم؛ فقط بدانید که نکته اساسی سکوت امام درباره نامه فرماندهان، این نکته بوده است؛ این نکته را الان می‌شود بازگو کرد اما آن زمان شما همه در جبهه و به دنبال پیروزی بودید و نمی‌شد خیلی مسائل را باز کنیم؛ اما امام (ره)، جامع نگر بودند و کل ممکلت و منطقه و اسلام را در نظر می‌گرفتند "؛ بنده گفتم "ما هم که در جبهه حرفی نزدیم و گوش به فرمان امام بودیم؛ مگر شما چیزی شنیدید؟ "؛ احمدآقا گفت "نه من هم از رزمندگان چیزی نشنیدم؛ فقط گاهی اوقات آقای رضایی یا صیاد شیرازی می‌آمدند و به خاطر مشکلات و کمبودهایی که در جبهه وجود داشت، آه می‌کشیدند ".

*احمدآقا گفت‌ "آنهایی که با رزمندگان همراهی نکردند باید در قیامت پاسخگو باشند "

فرمانده مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی در قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) افزود: بنده گفتم "واقعاً هم اینگونه بود، راننده‌های ما در جبهه گاهی بیشتر از 3 ساعت نمی‌خوابیدند و حتی بارها دیدم که خود آقای رضایی در والفجر 8 با سرم در صحنه عملیات مدیریت می‌کرد و به همراه پرستار به نقاط مختلف سرکشی می‌کرد. اگر حرفی می‌زنیم شما ناراحت نشوید " که احمد آقا گفت "می‌دانم؛ امام شما را بهتر از خودتان می‌شناخت و بسیار دوست داشت؛ اما امروز که آقای خامنه‌ای، رهبر و فرمانده کل قوا شده‌‌اند آیا اگر ایشان شهید می‌شد، کسی را جایگزین ایشان داشتیم؛ آیا می‌شد شورایی کشور را رهبری کرد؛ آیا رهبر را می‌شد با رأی انتخاب کرد. اگر این نکات را بچه‌ها در جنگ می‌شنیدند خون گریه می‌کردند؛ اما تاکتیک حضرت امام این بود که کسی چیزی نداند و هر فردی کار خودش را انجام دهد ".
حسن‌بیکی اظهار داشت: سیداحمدآقا گفت "هر کسی چه در لجستیک، چه در تبلیغات جبهه و در پست‌های دیگر اگر با شما همراهی نکردند، باید در قیامت پاسخگو باشند؛ پرونده امام و آقای خامنه‌ای و رزمندگان شفاف است ".
وی افزود: معتقدم اگر این نکات را مردم ایران بدانند، جز استکبار و کفر و کمونیست‌ها که پیروانشان امروز در پادگان اشرف نشسته‌اند، حرکت‌های امروز آقایانی را که دیروز از دست امام حکم گرفتند و امروز سران فتنه شده‌اند را نمی‌پذیرد.
حسن بیکی ادامه داد:‌ در مقطع دیگری از احمدآقا پرسیدم "آیا این نکات را آقای محسن رضایی و صیاد شیرازی هم می‌دانند " که ایشان گفت بله؛ گفتم "پس چرا حرفی نمی‌زدند "؛ ایشان گفت "خب؛ این آقایان منصوب شده حضرت امام بودند و باید مانند خود ایشان عمل کنند ". یک ماه پیش که از آقای محسن رضایی در مورد این مسئله سؤال کردم او گفت "من این مسائل را می‌دانستم؛ اما شرایط به گونه‌ای بود که امکان نقل آن وجود نداشت؛ از طرفی هم حضرت امام(ره) امر کرده بودند با سختی‌ها بسازیم و بجنگیم ".

*مقام معظم رهبری بر قلب‌های رزمندگان فرماندهی می‌کردند

حسن‌بیکی با اشاره به نقش مقام معظم رهبری در دوران دفاع مقدس تأکید کرد: نقش ایشان در جبهه‌های جنگ بی‌بدیل و بی‌نظیر بود؛ آیت‌الله خامنه‌ای بر قلب‌های رزمندگان، فرماندهی می‌کردند و بسیار به کار نظامی مسلط بودند.
وی افزود: یکی از ویژگی‌های بارز حضرت آقا این بود که خودشان در خط مقدم جبهه‌ها حضور می‌یافتند و از نزدیک در جریان وضعیت جبهه‌ها قرار می‌گرفتند؛ لذا طبیعی و بدیهی بود که رابطه رزمندگان با ایشان یک رابطه سرباز و فرمانده‌ای کامل و بلکه یک رابطه عاطفی عمیق باشد.
حسن‌بیکی بیان داشت: رزمندگان اطمینان قلبی داشتند که فرماندهی قاطع، بی‌نظیر و بی‌بدیل ایشان می‌تواند جریان جنگ را تغییر دهد و جمهوری اسلامی را به پیروزی رساند.
این جهادگر جبهه سوسنگرد اظهار داشت: اکنون خدا را شاکریم که بزرگ مرد استراتژیست قرن، آن هم در عصری که اسلام در حال تجدید معنویت در مسیر ظهور جهانی است یعنی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، رهبری و فرماندهی کل قوا را بر عهده دارند و ما نیز به فضل خدای قادر متعال جزو سربازان ایشان محسوب می‌شویم.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ به گزارش میهن اسلامی، محافظت از اسناد محرمانه و سرّی از ضرورت­های یک نظام است و دشمنان یک کشور همواره تلاش می­ کنند از طریق ستون پنجم و عوامل نفوذی خود بر اسناد محرمانه و فوق سری دیگر کشورها دست یابند تا بتوانند با اطلاعات بیشتری به آن کشور سیطره یابند، اگر دشمن بتواند عوامل خودش را بر اسناد سرّی کشوری بگمارد بهترین فرصت برای او پیدا شده است.

در اواخر اردیبهشت 1360 ماجرای سرقت اسناد وزارت امور خارجه در فضای سیاسی جامعه مطرح شد که در واقع آخرین روزهای ریاست جمهوری بنی صدر  بود. به احتمال زیاد این سرقت تحت اشراف شخص رئیس جمهور صورت گرفت، زیرا پس از سرقت هم خودش و هم دفترش از سرقت کنندگان حمایت کردند. انتشار این خبر از طریق رسانه ها در آشکار شدن چهره واقعی بنی صدر نقش به سزایی داشت و سرانجام به بی اعتمادی مردم و نمایندگان ملت نسبت به وی انجامید .

 

وزارت امور خارجه در تاریخ 29 اردیبهشت 1360 طی اطلاعیه­ ای خبر از سرقت اسناد طبقه­ بندی شده و سرّی این وزارتخانه داد : «صبح روز یکشنبه 27 اردیبهشت ماه فردی به نام مرتضی فضلی نژاد به اتفاق شخص دیگری با عنوان مأمور رسیدگی به پرونده های افراد پاکسازی شده، فتوکپی تعداد زیادی از اسناد طبقه بندی شده و سرّی را با تبانی یکی از کارمندان از قسمت کنسولی وزارت خارجه برداشته و به خارج از وزارتخانه حمل می­کرد، جریان بلافاصله به اطلاع مقامات انتظامی رسید و به دستگیری نامبرده منجر شد ....» یک روز بعد دفتر ریاست جمهوری طی اطلاعیه­ ای خبر مزبور را به شدت تکذیب کرد و گفت: «این امر مربوط به نماینده این دفتر بوده است که با معرفی کتبی و اجازه مقامات مسئول مملکتی مأمور رسیدگی و مطالعه پرونده هایی در وزارت خارجه و سایر وزارت خانه ها بوده است ....» در این اطلاعیه وابستگی مرتضی فضلی نژاد عامل سرقت اسناد به دفتر ریاست جمهوری و نیز دسترسی این شخص به اسناد وزارت خارجه تلویحاً تأیید شد. اما موضع گیری و نامه معاون وقت وزارت امور خارجه به ریاست جمهوری زوایای مهمی از این ماجرا را روشن ساخت، در اطلاعیه وی آمده بود که برخی از اسناد به سرقت رفته مربوط به کسانی است که از طرف وزارت سابق وزارت خارجه یعنی خود بنی صدر و .... منصوب شده­اند و هنوز در مصدر کارند.


بهزاد نبوی، سخنگوی دولت وقت در این باره توضیح داد:« که در تاریخ 29/2/1360 شخصی به نام فضلی نژاد در حال خارج شدن از وزارت خارجه یک مجموعه اسناد سرّی و طبقه بندی شده را با کیف خود حمل کرده است. وی ظاهراً از دفتر ریاست جمهوری حکم داشته است ولی چون حکم خود را نشان نداده بود در اطلاعیه­ ای که وزارت خارجه درباره موضوع فوق داده بود، اشاره­ ای به حکم وی نشده بود. اما بعداً با اطلاعیه­ ای که ریاست جمهوری منتشر کرد معلوم شد که با دفتر ریاست جمهوری ارتباط داشته است. آقای فضلی نژاد با شخصی به نام اسماعیل ناطقی که از مدیرکل­ های وزارت خارجه بود ارتباط داشت و با استفاده از این ارتباط اسناد را از وزارت خارجه بیرون برد. از جملۀ این اسناد که خیلی مهم بود یکی پروندۀ شخصی به نام کاظم رجوی بود که به ارتباط وی با رژیم شاه و ساواک مربوط می شد و در این رابطه مستمری می­گرفته است. نکته حائز اهمیت این بود که در موارد دیگر اکثراً فتوکپی پرونده ها برده شد اما در مورد پرونده کاظم رجوی... مسأله از نظر مقامات مسئول روشن نبود البته پس از روشن شدن چیزی از جرم این افراد کاسته نمی­شود چرا که اولاً کانال ارتباطی ایشان درست نبوده و اگر ریاست جمهوری نیاز به سندی داشته باشند مستقیماً با نخست وزیری تماس می­گیرند و نخست وزیری سند را در اختیار ایشان قرار می­دهد نه این­که سلسله مراتب رعایت نشود. با یک مدیر کل وزارت خارجه ارتباط گرفته شود و اسنادی که به هیچ دلیل معلوم نیست که چرا از وزارت خارجه و توسط مدیر کل در اختیار فرد گذارده شده است و خود ایشان در اعترافات گفته­ اند که از وزارت­خانه های دیگر هم اسنادی را خارج کرده­ اند و فعلاً تحقیقات ادامه دارد

همچنین از طرف مسئولان دفتر ریاست جمهوری با مسئولان وزارت خارجه تماس گرفته می شود و آزادی متهمان به سرقت را خواستار می­گردند و این حاکی از هراس مسئولان آن دفتر از روشن شدن حقایق بیشتر این ماجرا در اعتراف عامل سرقت اسناد می باشد. بعد از افشای جریان دستبرد به اسناد وزارت خارجه از سوی دفتر ریاست جمهوری اعلام شد که یکی از این افراد به حکم رسمی آن دفتر برای بررسی اسناد وزارت خارجه به آن وزارت­خانه مأمور شده است. معاون وزارت خارجه پس از آن با نامه­ای به رئیس جمهور بنی صدر، اعلام کرد که قبل و بعد از دستگیری حکمی مبنی بر مأموریت بررسی اسناد تسلیم وزارت خارجه نشده است. بعد از آن دوباره دفتر ریاست جمهوری ضمن اطلاعیه شدید اللحنی اعلام کرد که تخطی از قانون به جایی رسیده که مأمور رئیس جمهور نمی­تواند در وزارتخانه به بررسی اسناد بپردازد و مورد مؤاخذه یک معاون وزارتخانه قرار می­­گیرد. و در پایان اضافه می­کند که ما نمی­خواهیم بیش از این در مورد این مسأله صحبتی به میان آید، و البته با لحنی از موضع قدرت به این معنی که چرا باید چنین مسأله معمولی زیر سؤال قرار بگیرد؟

هم زمان با این رسوایی روزنامه انقلاب اسلامی منتسب به دفتر ریاست جمهوری وقت و روزنامه المیزان وابسته به نهضت آزادی برای تحت الشعاع قرار دادن این رسوایی بزرگ تیتر اول خود را به مسأله رفراندوم اختصاص داده و نوشتند: «باید برای حل بحران عمومی به نظر خواهی از مردم و رفراندوم رجوع کرد». رئیس جمهور هم در مصاحبه­ ای در روزنامه انقلاب اسلامی راجع به دستگیر شدگان و سارقان اسناد گفت: «برادر فضلی نژاد (از دفتر ریاست جمهوری) را که در اروپا در انجمن اسلامی بوده است فرستاده­ ایم تا کارمندهایی را که قرار است این­جا در دفتر ریاست جمهوری کار کنند شناسایی کند ..... آقای ناطقی هم در اروپا عضو انجمن اسلامی بود در ایران هم زندانی شده بود و عیب و نقصی هم در کارش نبود و جوان بسیار مسلمان و خوبی هم بود ... گفته بودند که کسانی در دفتر ما رخنه کرده­ اند، ما گفتیم می­گوییم تحقیق کنند. به آقای فضلی نژاد گفتیم که شما این­ها را تحقیق کنید و ببینید سوابق شان چطور بوده است و اگر کسانی باشند که سوابق شان خوب نباشد در دفتر ما نمانند، رفته اند که سوابق آن­ها را ببینند، دستگیر شده­ اند ....»

 

روابط عمومی دفتر ریاست جمهوری در بخشی از اطلاعیه دوم خرداد خود هدف از پرونده سرقت اسناد را برخورد جناحی دانست و نوشت: «بنا به قول رئیس جمهور مسأله، مسأله حذف رئیس قوه مجریه است، از روز نخست هم همین برنامه را داشتند، به لحاظ این که مردم جسارت کرده و به رئیس جمهوری که دلخواه این آقایان بود رأی ندادند». این دفتر در توجیه این سرقت در ادامه بیانیه خود نوشت: «کار بررسی مأمور اعزامی با اطلاع و تحت نظارت یکی از مسئولان رسمی وزارت امور خارجه انجام گرفته است و تعداد معدودی فتوکپی از مدارک مورد نیاز در اختیار این مأمور قرار داده شده». جالب است بدانید که این اعضای انجمن اسلامی (سارقان اسناد) که به قول بنی صدر جوانان بسیار خوب و مسلمانی! بودند، ضمن اعتراف و اظهار ندامت از انجام چنین کار زشتی، چند تن از همکاران خود را به دادسرای انقلاب معرفی کردند . همچنین اسماعیل ناطقی مدیر کل کنسولی سابق وزارت خارجه صراحتاً به این حقیقت اعتراف نمود که تا کنون چندین بار اسناد را از وزارت خانه ربوده است.

موسوی خوئینی ها عضو کمیسیون امور خارجه مجلس وقت، طی نامه ای به نمایندگان مجلس حقایق دیگری از ماجرای سرقت اسناد وزارت خارجه را آشکار کرد و گفت :«آقای فضلی نژاد بدون مراجعه به مسئولین اصلی وزارتخانه در رابطه با آقای ناطقی مدیر کل امور کنسولی قرار می گیرد و بعد در حالی که تعداد 372 برگ اصل و کپی مشتمل بر اسناد معمولی، سرّی، محرمانه و کاملاً محرمانه بوده است در حال خارج شدن از وزارتخانه بوده­ اند که از سوی مسئولان وزارتخانه مورد سؤال قرار می گیرند ولی به هیچ وجه حاضر به ارائه حکمی در این زمینه نمی گردند .... اسناد مزبور که بسیاری از آن­ها مربوط به اداره محرمانه بوده است از اداره مزبور دریافت نشده، بلکه از طریق مدیر کل امور کنسولی به دست آمده است، در میان این اسناد اسنادی مربوط به افرادی نظیر بختیار، نصیر عصار، کاظم رجوی ( برادر مسعود رجوی ) و .... وجود داشته است، آیا این افراد در دفتر ریاست جمهوری مشغول به خدمت بوده اند ؟! »

از 372 سندی که فضلی نژاد از ساختمان وزارت امور خارجه خارج کرد 90 برگ آن سند نمایندگی ساواک در اروپا است که مربوط به کاظم رجوی منبع ساواک با اسامی مستعار «صفا» و «میرزا» بود. مسعود رجوی در سال 1346 توسط حسین روحانی به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمد و در «گروه سیاسی» سازمان، تحت مسئولیت بهمن بارزگانی به فعالیت پرداخت. در سال 1349 عضو مرکزیت سازمان شد. او در این زمان جوان­ترین عضو مرکزیت به شمار می رفت. او در دادگاههای بدوی و تجدید نظر به اعدام محکوم شد ولی اندکی بعد مورد عفو قرار گرفت و حکم وی به حبس ابد کاهش یافت.



منبع: بولتن


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ

بررسی رد پای عناصر معاند و بهائیت در نشریات داخلی کشور




 به گزارش میهن اسلامی به نقل از ندای انقلاب نشریات روشنفکری که وابسته به آن سوی مرزها بوده و به صورت برنامه‌ریزی شده با اربابان خارجی خود در ارتباط هستند را می‌توان به سکه‌ای تشبیه کرد که یک روی آن در خارج ضرب شده و مخاطب داخلی فقط روی ضرب شده ایرانی را دیده و از روی دیگر سکه که در خارج ضرب شده است اطلاعی ندارد.

طرح مباحث و مقولات مشترک در نشریات چاپ داخل و خارج نمود برجسته چنین واقعیتی است.

شاهد مثال، قضیه همین چند هفته پیش بی‌بی‌سی ارگان بهایی صهیونیست انگلیس پرونده ویژه‌ای در خصوص چریک‌های فدایی خلق را مورد بررسی قرار داد و جای تعجب نیست که در شماره 9 مهرنامه نیز پرونده ویژه‌ای در این خصوص با عناصر معلوم‌الحال چون حبیب‌الله پیمان بپردازد.

جدا از هماهنگی نشریات روشنفکری در داخل و خارج در زمینه چاپ مقالات مشابه و حتی یکسان آنچه در این زمینه تأمل بیشتری را می‌طلبد هماهنگی‌هایی می‌باشد که مابین این نشریات با رادیوهای بیگانه وجود دارد و یک نوع پاسکاری در سوژه و موضوع با هم به وجود آورده‌اند. با کمی کنکاش هر انسان عاقلی مشکوک می‌گردد که این رسانه‌ها خوراک فکری خود را از یک منبع واحد دریافت می‌کنند.

هنگامی سوژه‌های این نشریات بحث رادیوهای بیگانه انگلیسی، امریکایی و اسرائیلی می‌گردد و زمانی بر عکس آن انجام می‌شود.

به خوبی روشن است محورهایی که در رادیوهای معاند نظام مد نظر قرار می‌گیرد پس از مدت اندک سوژه نشریات وابسته داخلی از جنس مهر‌نامه می‌گردد و این واقعیت بسیار تلخی است که انسان پی‌می‌برد که چگونه عده‌ای شبه روشنفکر اینگونه مرزهای اندیشه اصیل میهنی را با خط‌گیری از بیگانگان مورد هجوم قرار می‌دهند. خوش خدمتی روشنفکران وابسته به رسانه‌های قطب‌های قدرت جهانی به گونه‌ای آشکار است که یکی از همین‌ها در محفل خود اشاره می‌کند «خود شاهد بوده که شبه روشنفکران مطبوعاتی به دنبال شماره تلفن صادق صبا مسئول بی‌بی‌سی فارسی بوده‌اند تا نشانی و شماره تلفن خود را در اختیار او قرار داده تا با آنها مصاحبه شود.

حقیقت این است که به رغم همه تلاش‌های سردمداران نظام سلطه و کانون‌های کنترل فرهنگ و اندیشه جهانی برای سازماندهی و یکپارچه کردن جریان روشنفکری وابسته در داخل و خارج از کشور، مشکلات عمیق صنعتی به ویژه کیش شخصیت، عقده‌های روانی، خودبزرگ‌‌بینی، ناتوانی این طیف سرگردان را به گونه‌‌ای گسترده ساخته که خود نیز از این قضیه در تعجب هستند.

روشنفکران وابسته در تمامی مقاطع حیات خود در این سرزمین از انزوا و عدم اقبال مردم رنج برده‌اند.

در این خصوص نشریات شبه روشنفکری چاپ داخل به تناسب اوضاع و احوال به بزرگ‌نمایی متقابل افرادی دست می‌زنند که نه تنها در ذهن توده‌های مردم جایی ندارند بلکه اگر سایه کم‌رنگی از آنها در افکار برخی قشرهای خاص وجود داشته باشد معمولاً آلوده به ننگ رویارویی با مردم و مبانی ارزشی و فرهنگی آنهاست.

مهرنامه در چارچوب هدف یاد شده به اسطوره‌سازی از «داریوش شایگان» پرداخته است و در این 9 شماره خود یک شماره اختصاصی به این شبه روشنفکر غرب‌زده و در هر شماره خود حداقل مطلبی از نامبرده درج کرده است.

از دیگر اهدافی که جریان روشنفکران وابسته با پشتیبانی رسانه‌های داخلی خود پیگیری کرده و از سوی قطب‌های قدرت جهانی مورد عنایت خاص قرار گرفته است تشدید فشارهای تبلیغاتی – سیاسی بر جمهوری اسلامی ایران است.

بستر اصلی تحقق این اهداف ایجاد جاروجنجال در مورد اوضاع داخلی ایران و طرح‌ ادعاهای تکراری نظیر نبودن آزادی و تضییع حقوق بشر و مسائلی از این دست به شمار می‌رود.

 

خطوط القایی مهرنامه

برای شاهد مثال به خطوط القایی توسط نشریه مهرنامه که در همین راستا می‌باشد اشاره می‌شود:

«در صفحه 17 آخرین شماره  با تیتر تصور زیستن در جامعه تحقیر با میان‌داری سارا شریعتی به القای این مطلب پرداخته که زنان در جامعه از حقوق اولیه خود محروم هستند.»

«در صفحه 20 با تیتر انقلابی که پست مدرن نبود با بازی با کلمات نویسنده می‌خواهد بگوید که انقلاب ایران انقلابی عقب مانده و قدیمی بوده است».

این در حالی است که فوکو فیلسوف معروف که قبله خیلی از این آدم‌های شبه روشنفکر نیز می‌باشد اذعان کرده که انقلاب ایران انقلاب پست‌مدرن بوده و یکی از شگفتی‌های قرن اخیر بوده است و نویسنده مطلب دایه بهتر از مادر شده و می‌گوید فوکو در آن سال‌ها که در ایران بوده انقلاب ایران را نفهمیده است و این آقای نویسنده تنها کسی است که مطالب را فهمیده است و در خطوط دیگر سعی می‌کند که انقلاب ایران که ماحصل تلاش‌های توده‌های معتقد به اسلام و رهبری دینی است را با ملی‌گراها، مارکسیست‌ها و ... شریک کند و جالب این است که نویسنده با بی‌شرمی تمام نیروهای مردمی را از گروه‌های مذهبی جدا کرده است.

روی خط بهائیت

نشریه مهرنامه در یکی از شماره های خود ویژه نامه ای در خصوص انتشار یک دانشنامه منتشر نمود.

در خبری که از سوی رسانه‌ها درباره‌ی این دانش‌نامه، منتشر شده، آمده است: «دانش‌نامه‌ی «دانش‌گستر» دایرة‌المعارفی است عمومی و جهانی بالای 15000صفحه که در آن اطلاعات اصلی، مهم و روزآمد در تمامی رشته‌های دانش بشری در سراسر جهان، از گذشته‌های دور تا زمان حاضر، به صورت مقاله‌های کوتاه و فشرده به ترتیب الفبا آمده است. این دانش‌نامه در مجموع شامل 59.000 مقاله است که 40 درصد آن یعنی 23.000 مقاله مربوط به ایران و اسلام و 60 درصد یعنی 36.000 مقاله مربوط به نقاط و فرهنگ‌های دیگر جهان است.

آشنایی با حامی مالی دانش‌نامه‌ی «دانش‌گستر»

نکته‌ی قابل توجه درباره‌ی این دانش‌نامه، حمایت مالی فردی به نام «حسینعلی سودآور» است که در رسانه‌ها نیز به این نام توجه ویژه‌ای می‌شود و تمامی افراد دخیل در این دانش‌نامه حمایت مالی وی را امری بسیار مهم در راه تألیف و نشر این دانش‌نامه، عنوان می‌کنند. اگر بدانیم که حسینعلی سودآور در زمره‌ی خاندان بهاییان سابقه‌دار در ایران است پی می‌بریم که این توجه ویژه رسانه‌ها به این فرد و نیز علاقه‌ای که بهاییان برای تأثیرگزاری در مباحث مهم فرهنگی دارند، از چه جهت می‌باشد.

سودآور کیست ؟

فریدون سودآور «پدر حسینعلی سودآور حامی مالی دانش‌نامه‌ی دانش‌گستر» (متولد 1908 در عشق‌آباد، متوفی 15 فروردین 1376 در 89 سالگی)، کوچک‌ترین پسر آقا حسینعلی کاشانسکی، دختر حاج حسین آقا ملک، ثروتمند نامدار مشهد، را به زنی گرفت. حسین ملک (1250- 1351 ه‌.ش) پسر حاج محمدکاظم ملک‌التجار (متوفی 1305ه‌.ش) است.

 پدر حاج کاظم، آقا محمد مهدی ملک‌التجار تبریزی (متوفی 1287ه‌.ق)، ساکن تهران بود و از معتمدین میرزا تقی خان امیرکبیر. به ‌نوشته‌ی مهدی بامداد، حاجی محمد کاظم «پس از درگذشت پدر خود ملقب به ملک‌التجار شد و بر خلاف پدر چندان سابقه و وجهه‌ی خوبی در زمان حیات خود نداشت و به واسطه‌ی ارتباط با میرزا علی اصغر خان اتابک اعظم مرجعیتی پیدا کرد و از این راه بر ثروت و ارثیه‌ی پدری افزود و با این‌که مردی باهوش، زیرک، خوش‌بیان و به نسبت با سواد بود مردم به واسطه‌ی تقلباتی که در کارها از قبیل کاغذسازی و جعل اسناد و غیره از او دیده بودند او را خیلی متقلب و بی‌اعتبار می‌دانستند و کار مهم‌تر از همه‌ی او از بین بردن سرمایه‌ی شرکت عمومی به نفع خود به مبلغ چهارصد هزار تومان بود و چندین سال مردم (شرکا و سهام‌داران) مطالبه‌ی پول خود را از او می‌کردند و با این‌که چندین بار هم در محاکمات دادگستری محکوم شد معذلک مردم به واسطه‌ی دسایس عدیده‌ی وی به پول خود نرسیدند.» و می‌افزاید: «پس از مرگ مانند اکثر رجال ایران از راه غیر مشروع ثروت بی‌حسابی برای وراث خود به جای گذاشت.»

در سال‌های متأخر حکومت پهلوی، فریدون سودآور «پدر حسنعلی سودآور» با محفلی از اعضای بهایی دولت امیرعباس هویدا، چون سپهبد پرویز خسروانی (معاون نخست‌وزیر و رییس سازمان تربیت بدنی) و ناصر گل‌سرخی (وزیر منابع طبیعی) و منوچهر پرتو (وزیر دادگستری)، ارتباط نزدیک داشت و با ایشان دوست صمیمی بود.

نکته‌ی جالب این که هر رسانه‌ای که می‌خواهد از حسینعلی سودآور مطلبی بنویسد او را پسر ارشد دختر ارشد حاج حسین ملک ـ که موزه‌ای در تهران به نام اوست ـ یاد می‌کند و نامی از فریدون سودآور پدر وی که از عناصر بدنام و هم‌گام با حکومت پهلوی است به میان نمی‌آید.

پوشش رسانه‌ای وسیع برای انتشار دانش‌نامه «دانش‌گستر» که با حمایت مالی عناصر بهایی منتشر شده قابل توجه است به طوری که اکثر خبرگزاری‌ها مانند ایسنا و مهر و روزنامه‌هایی چون شرق و فرهیختگان به انتشار خبر این دانش‌نامه پرداختند و مجلاتی چون مهرنامه و یکی از ضمایم همشهری صفحات متعددی را به آن اختصاص دادند و مصاحبه‌هایی با حسینعلی سودآور، کامران فانی، علی رامین و محسن خلیجی منتشر کردند.

به هر حال همان‌گونه که عنوان شد، به این نوع فعالیت‌هایی که با حمایت مالی عناصر بهایی به سرانجام می‌رسد باید به دیده‌ی شک و تردید نگریست و متعجب بود که نهادهای فرهنگی کشور بدون توجه به سابقه‌ی حسنعلی سودآور وی را در کارهای فرهنگی دخیل می‌کنند و از پول وی که معلوم نیست از چه راهی کسب شده، استفاده می‌کنند. بهاییان که دشمنان شناخته شده‌ی دین مبین اسلام هستند بدون در نظر داشتن منافع مادی و معنوی خود که همانا تحریف تاریخ این سرزمین به نفع بهاییت و نیز وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی به همراه معرفی عناصر بدنام ایران زمین که همراه و هم‌گام با بهاییت هستند دست به فعالیت نخواهند زد و باید دید که در این دانش‌نامه تا چه حد علایق بهاییان دخالت داده شده است.

کلام آخر

در خاتمه این سؤال از دست‌اندرکاران معاونت مطبوعاتی ارشاد مطرح است که چرا اجازه می‌دهند چنین‌نشریاتی به راحتی به تمام اعتقادات جامعه حمله برده و پاسخگو نیز نباشند؟ چرا باید شخص مزدوری مانند حسن یوسفی اشکوری که به صورت مداوم در رسانه‌های بیگانه توهین به نظام را در دستور کار خود قرار داده است در این نشریه پای ثابت باشد و از فضای رسانه‌های داخلی برای افکار پریشان خود تریبون درست کند؟ چرا عناصر بهایی به یکه تازی در عرصه فرهنگ کشور می پردازند و مسئولین فرهنگی پاسخی جز سکوت ندارند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
انقلاب اسلامی ایران از ابتدای شکل گیری خود کابوسی همیشگی برای اسرائیل و همپیمانان اش بوده است  شاید با دیدن این پوستردر عین سادگی خود این  وعده خدا را برای شما یاد آور می سازد  که باطل نابود شدنی است وحق همیشه پابرجاست.



http://www.aviny.com/News/89/12/10/Untitled-12.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
نیروهای امنیتی سعودی یک روحانی شیعی را در منطقه شرقی عربستان به علت آنکه 'خواستار پادشاه مشروطه و مبارزه با فساد و تبعیض شده است'، بازداشت کردند.

به گزارش میهن اسلامی به نقل از  رویترز گزارش داد: اقلیت شیعیان در عربستان که گفته می شود ده تا پانزده درصد جمعیت هجده میلیون نفری این کشور را تشکیل می دهند از تبعیض شکایت دارند اما دولت ، این موضوع را تکذیب می کند .

شیخ توفیق العامر در خطبه های نماز جمعه این هفته در شهر الهفوف خواستار پادشاهی مشروطه و مبارزه با فساد و تبعیض شده بود.

وی پیش از این نیز به علت صحبت از آزادیهای دینی بازداشت شده بود .

محمد جبران از فعالان حقوق بشر در عربستان گفت: پلیس روز یکشنبه این هفته العامر را بازداشت کرد.

شماری از تحلیلگران می گویند عربستان بیم آن دارد که ناآرامیها در بحرین به این کشور سرایت کند .

شیعیان اکثریت جمعیت بحرین را که یک دولت سنی بر آن حکومت می کند، تشکیل می دهند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

در عکس زیر وزیر دفاع وقت در کنار «کیم ایل سونگ» دیده می شود. ،کیم ایل سونگ اولین رهبر کره شمالی از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ بود. او پدر رهبر فعلی کره شمالی یعنی کیم جونگ ایل است .

به گزارش میهن اسلامی به نقل از  مشرق، عکس زیر مربوط می شود به سفر هیئت سیاسی ایران به کره شمالی در سال 1360. در این سفر ، وزیر دفاع وقت جمهوری اسلامی ایران یعنی شهید سرهنگ سیدموسی نامجو نیز حضور داشت.

سید موسی نامجو به سال ۱۳۱۷ در بندرانزلی بدنیا آمد و پس از پایان دوره متوسطه وارد ارتش شد. وی از افسران مسلمان و انقلابی ارتش بود که در مبارزات سیاسی ارتشیان علیه رژیم پهلوی نقش محوری داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، وی از ستون های اصلی سیستم نظامی جمهوری اسلامی بود. موسی نامجو پایه گذار اولین دانشکده افسری جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود. این افسر مومن و انقلابی سرانجام در 7 مهر ماه سال 1360 ، زمانی که مسئولیت وزارت دفاع را بر عهده داشت شربت شهادت نوشید.

در عکس زیر شهید سید موسی نامجو در کنار «کیم ایل سونگ» دیده می شود. ،کیم ایل سونگ اولین رهبر کره شمالی از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ بود. او پدر رهبر فعلی کره شمالی یعنی کیم جونگ ایل است .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س



تصویر بزرگ
علی معلم دامغانی در مراسم اختتامیه شعر فجر گفت: بنده در سلسله اهل شعر خدمت می‌کنم، اما امروز سرزمین ما مملو از شاعران جوانی است که فرصت از آن آنان است، بنده از این رو با دنیای شعر خداحافظی می‌کنم.





به گزارش میهن اسلامی به نقل از فارس، آیین پایانی پنجمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر دقایقی پیش با حضور دکتر محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور و سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت به پایان رسید. 

در این مراسم که با حضور رئیس جمهور برگزار می‌شد، بزرگانی چون؛ حجت‌الاسلام محمد مهدی محمدی گلپایگانی، علی معلم دامغانی، حجت‌الاسلام سیدمحمدرضا میرتاج‌الدینی، بهمن دری، مجید حمیدزاده و تنی چند از شاعران داخلی و خارجی حضور داشتند.

در آیین پایانی پنجمین جشنواره بین‌المللی شعر پس از ارائه گزارش طالبیان، استاد مشفق کاشانی غزلی در مورد انقلاب اسلامی و حضرت مهدی (عج) برای حاضران خواند.
پس از وی یکی از شاعران کشور ازبکستان با نام "جعفرترمذی " به روی سن آمده و قطعاتی را درباره سرزمین‌فارسی زبانان برای میهمانان قرائت کرد.

* علی معلم از عرصه شعر خداحافظی کرد

اما از نکات جالب این آیین پایانی سخنان علی معلم دامغانی رئیس فرهنگستان هنر بود که همگان را شوکه کرد، دامغانی در سخنان خود که پس از قرائت شعرش صورت گرفت، عنوان کرد: شاید شاعران در روزگاری سخنانی می‌گفتند که به وقت خود زیاده‌گویی بود، اما تاریخ نشان داد بسیاری از رویاهای آنان تعبیر شده است؛ اما بنده باور دارم وعده خداوند تعالی را درباره مردی و مردانگی شجاعانی که در این سرزمین هستند؛ محقق خواهد شد، حکمت رهبرفرزانه انقلاب و ریاست جمهوری اسلامی ایران را که از زبان دیگران فجر همه ایرانیان است؛ اما در این سرزمین حتی یک قلم هم هنوز از کرامت او دفاع شایسته‌ای که باید، نکرده است.
وی افزود: سالیان درازی است که بنده در سلسله اهل شعر خدمت می‌کنم، اما امروز سرزمین ما مملو از شاعران جوانی است که فرصت از آن آنان است، بنده از این رو با دنیای شعر خداحافظی می‌کنم.
وی در خاتمه این شعر را خواند و جایگاه را ترک کرد: "رفتیم و عشق را به رقیبان گذاشتیم/ رفتیم و داغ بر دل هجران گذاشتیم/ در ما نبود طاقتی سوز و گداز عشق/ این سوز و این گداز به ایشان گذاشتیم "

* گلپایگانی: در خاورمیانه شاهد برافراشته شدن پرچم عدالتخواهی هستیم

پس از سخنان این شاعر بزرگ کشورمان حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی، رییس دفتر مقام معظم رهبری شعری را به مردم مظلوم غزه تقدیم کرد و گفت: بنده شاعر نیستم اما گاهی چیزی تراوش کرده و آن را مکتوب می‌کنم.
وی ابراز داشت: مردم مظلوم غزه امروز زیر یوق چکمه‌های ظلم اسرائیل در رنج و سختی هستند، خوشبختانه امروز در خاورمیانه شاهد برافراشته شدن پرچم عدالتخواهی در کشورهای عربی بزرگ و اسلامی هستیم. انشاالله در آینده این راه ادامه خواهد داشت تا جای که ظلم وجود نداشته باشد.
به گفته وی، ما این امر را برای ظهور حضرت مهدی(عج) طلبعه می‌دانیم؛ چرا که در قرآن آمده، خداوند زمین را پس از مرگ زنده می‌کند و در این راستا امام صادق (ع) می‌فرمایند: خداوند متعال با عدالت زمین را زنده می‌کند پس از آنکه پر شده باشد از ظلم و جور، و این امر انشااللله به دست حجت حق حضرت مهدی (عج) محقق خواهدشد.

* بیگی حبیب آبادی: امیدواریم سال آینده بخش نقد، پژوهش و ترجمه به جشنواره افزوده شود

در ادامه این مراسم پرویز بیگی حبیب‌آبادی دبیر پنجمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر با ارائه سخنانی بیانیه هیات داوران را قرائت کرد اما پیش از آن گفت: شعر به عنوان هنر ملی و ثروت ملی ایران باید همواره موجب توجه خاص قرار گیرد شعر اولین هنر سرزمین من است، از دیرباز تا به امروز و به اعتبار آن از امروز تا آینده.
وی تصریح کرد: جشنواره پنجم کاملا رقابتی است و تمام سنین را شامل می‌شود، همه مضامین و قالب‌ها و حوزه‌های شعری را نیز در بر می‌گیرد.
وی با اشاره به فراخوان یادآور شد: نکته مهم در فراخوان پنجم این جشنواره اینکه در فراخوان اعلام شده کلیه شاعران با هر گرایش و سلیقه و سبک شعری می‌توانند در جشنواره حاضر باشند.
حبیب‌آبادی با تاکید بر اهداف جشنواره اضافه کرد: کشف و حمایت از استعدادهای برتر در حوزه شعر، ایجاد زمینه برای آفرینش شعر به عنوان هنر و ثروت ملی این سرزمین کهن، نهادینه کردن موضوع شعر به یک دغدغه ملی، ایجاد زمینه و فضای مناسب برای تعامل و ارتقا شاعران ایران و جهان، ارج نهادن و تجلیل از شاعران پیشکسوت، ایجاد وفاق و همدلی مضاعف میان شاعران از اهداف ماست.
حبیب‌آبادی عنوان کرد: تمام تلاش ما در پیگیری این اهداف است به بخشی از آن رسیده و بخشی در آینده محقق خواهد شد.

وی با اشاره به حضور شاعران در پنجمین جشنواره شعر فجر گفت: ۴۱ درصد از شاعران شرکت کننده را بانوان تشکیل می‌دهد این آمار نسبت به سال‌های گذشته با افزایش مواجه است و باید آگاه بود که امثال حضور شاعران بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.
دبیر اجرایی این جشنواره بیان کرد: امسال چهره‌هایی در مراسم اختتامیه معرفی می‌شوند که حاصل کشف ما در جشنواره هستند، چهره‌های تازه شعر که تاکنون در چنین جشنواره ملی به این گستردگی عنوانی نداشته‌اند.
وی عنوان کرد : امیدواریم همانگونه که در دوره پنجم بخش سرود و ترانه به جشنواره افزوده شد، سال آینده شاهد پیوستن بخش نقد و پژوهش و ترجمه باشیم.

وی در ادامه به قرائت بیانیه هیات داوران پرداخت و گفت: ادبیات به‌ویژه شعر فارسی در طول تاریخ همواره آیینه تمام‌نمای روزگار خویش بوده، هست و خواهد بود. در عصر حاضر و به ‌ویژه در سه دهه اخیر شعر به عنوان هنر ملی ایرانیان، رساترین فریاد بوده و پژواک این صدای شریف به زلالی و زیبایی جهان افزوده است.

وی در ادامه توضیح داد: شعر فارسی تجلی‌گاه اندیشه‌ها، باورها، اعتقادات، حماسه‌ها، رشادت‌ها، ژرف‌بینی‌ها و زلال‌اندیشی ایرانیان پاک‌اندیش و یکتاپرست است و توانسته ضمن بر دوش کشیدن رسالت خطیر فرهنگ‌سازی، از کارآمدترین ابزارها در انتقال فرهنگ باشد.
بیگی حبیب‌آبادی افزود: از این روست که شعر فارسی شانی والا در نگاه اندیشمندان تاریخ داشته است و دارد. مقام رهبری نیز از شعر علاوه بر هنر ملی به عنوان ثروت ملی یاد کرده‌اند و بر گسترش آن تاکید داشته‌اند.

وی در پایان و در ادامه قرائت بیانیه هیات داوران تشریح کرد: "هیات داوران این دوره از جشنواره شعر فجر با اعتقاد راسخ به نقش چشم‌گیر شعر در فرهنگ‌سازی و انتقال فرهنگ‌ و همچنین وقوف بر این امر که داوری در چنین جشنواره‌ای تا چه حد بر جریان شعری کشور تاثیرگذار خواهد بود، با بررسی ۴۱ هزار و ۹۰ اثر ارسال شده به دبیرخانه جشنواره طی چهار مرحله نیمه مقدماتی، مقدماتی، نیمه‌نهایی و نهایی در چهار حوزه، نظر نهایی خود را اعلام کرد. "
در ادامه دکتر محمود احمدی نژاد به سخنرانی پرداخت و در خاتمه تمامی برگزیدگان با رئیس جمهور عکس یادگاری گرفتند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: فردی که ریاست مجلس خبرگان رهبری را عهده‌دار می‌شود، باید از مقبولیت عمومی در مجموعه خبرگان و میان مردم برخوردار باشد.

آیت الله شیخ حسن ممدوحی در کرمانشاه اظهار داشت: آیت الله مهدوی کنی مقبولیت همه‎جانبه و صلاحیت لازم را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری دارد.

وی افزود: نظر بیشتر اعضای مجلس خبرگان رهبری درباره آیت الله مهدوی کنی نظری مثبت است و این مسئله حاکی از شایستگی قابل توجه ایشان است.

آیت الله ممدوحی تاکید کرد: آیت الله مهدوی کنی از چهره‌های برجسته انقلاب اسلامی و نظام است که خدمات فراوانی در طول دوران قبل و بعد از انقلاب انجام داده و مسئولیت‌های مختلفی را برای اسلام به‎عهده داشته و در حال حاضر بهترین گزینه ریاست مجلس خبرگان است.

نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری افزود: ایشان در کل نظام و بین روحانیون و بزرگان از مقبولیت و ویژگی‌های خاصی برخوردار هستند و این حجم مقبولیت شرایط را برای حضور ایشان به عنوان ریاست مجلس خبرگان رهبری فراهم کرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

از آن روزی که خدا را شناختم جان برایم موجودی بی ارزش شد.خدایا بارالها اگر کار من در کنار طاعت تو ناچیز است همانا که آرزویم در جنب امید به تو بزرگ است.

 شهید علی رضا عربیان ، نوزده ساله بود که در دشت شلمچه ، خون سرخش بر زمین ریخت و بال در بال فرشته گان گشود. او نه سرداری پر آوازه بود ، نه شخصیتی علمی ، یا سیاسی و فرهنگی. او تنها یک پاسدار جوان از لشکر 8 نجف اشرف بود که تمام اندوخته اش را از زندگی ، درون وصیت نامه ای 17-18 خطی خلاصه کرد و برای مردم سرزمینش به جا گذاشت. دشمنان این دین و این سرزمین تنها زمانی به درکی صحیح از رمز و راز بقای انقلاب اسلامی خواهند رسید که به دریافتی درست از این وصیت نامه و هزاران وصیت به مانند آن دست یابند:

ربنا لا تَکِلْنا إلَی‌ أنْفُسِنا طَرْفَةَ عَیْنٍ أبَدًا فی‌ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ
خدایا ما را تا ابد به اندازه یک چشم به هم زدن به خود وامگذار

از آن روزی که خدا را شناختم جان برایم موجودی بی ارزش شد.
خدایا بارالها اگر کار من در کنار طاعت تو ناچیز است همانا که آرزویم در جنب امید به تو بزرگ است.

خدمت پدر و مادر عزیزم سلام عرض می کنم
ای پدر و مادر عزیزم من الان که دست به قلم و کاغذ کرده ام تا چند کلامی به عنوان وصیت نامه بنویسم چهره دوست داشتنی تان در جلو چشمم مجسم شده است. پدرجان من تا زنده باشم زحمات و دلسوزی های بی پایانتان را فراموش نخواهم کرد. مادرجان اگر توفیق شهادت (ان شاء الله) نصیبم شد دوست ندارم بر من بگریی و بی تابی کنی. دوست دارم همیشه خوشحال و با روحیه ای قوی و نه با لباس سیاه بلکه با لباس سفید بر سر مزارم بیایی.

پدرجان گر چه نتوانستم به عنوان یک فرزند دلسوز عصای دستت باشم و یا لااقل کمی از زحماتت و خوبیهایت را جبران کنم حال از شما حلالیت می طلبم و امیدوارم که از من راضی و خشنود باشی.
ضمنا هفت ماه نماز غذایی و چهار ماه روزه غذایی برایم بخرید و از طرف من از همه قوم و خویشان و همسایگان و دوستان حلالیت بطلبید.
فرزند حقیرتان علیرضا


تصویر وصیتنامه شهید علی رضا عربیان

پاسدار شهید علی رضا عربیان 

پاسدار شهید علی رضا عربیان (ایستاده ، نفر سمت چپ)

پاسدار شهید علی رضا عربیان (نشسته، نفر اول از چپ)

 

پاسدار شهید علی رضا عربیان (نفر اول از راست- نشسته و با چفیه و لباس خاکی)

 

پاسدار شهید علی رضا عربیان 

 

پیکر پاک شهید علی رضا عربیان-19 ساله


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
یک رسانه حامی فرقه سبز، امروز با انتشار عکسی از موسوی، بر بالای سر وی نوشت: "هل من ناصر ینصرنی". این در حالیستکه طی ۲۰ ماه گذشته آدم ها و گروه های زیادی! بوده اند که به ندای فتنه بار موسوی و سایر رفقایش نه یک بار بلکه بارها لبیک گفته اند.

به گزارش میهن اسلامی به نقل از جهان، یکی از رسانه های حامی فتنه امروز این عکس را از موسوی منتشر کرد.

باید گفت که موسوی و سایر یاران فتنه گرش باید بدانند که اگر امروز و اینجا کربلا باشد، دیگر آنها که مصداق واقعی طلحه و زبیر در جمل و یا عمر سعد و شمر در کربلا هستند، نخواهند توانست ولیّ زمانه ما را در انزوا ببینند.

ولیّ زمانه ما امروز بسیجیانی دارد که تمام فتنه گران داخلی و تمام دشمنان ما در سرتاسر عالم از هرم نفسهایشان در هراسند.

امروز حسین زمانه ما بسیجیانی دارد که نه ۷۲ تن که دریا دریا لشکرند و سر به عشق ولایت سپرده اند و این همه لشکر!، توانسته آنها را به جایی برساند که اینک عمر سعد یکه و تنها حتی در میان تمام یاران فتنه گرش مجبور است ندای یاری سر بدهد.

ضدانقلاب سبز باید بداند که ندای هل من ناصر وقتی مقدس می شود که ولی زمانه فریادش کند نه عمر سعدی که اینک یارانش یا منافق اند و یا همچون ریگی عازم جهنم شده اند.

عمر سعد زمان ما که فتنه گرش می نامیم اینک تنها نیست. بلکه در میان یارانش که در چارچوب دخترکان بد حجاب و مخالفان نظام خلاصه می شوند، تنها مانده است؛ پس مجبور است که حتی ندای هل من ناصر هم سر بدهد.

او با وقاحت در حالی ندای هل من ناصر سر می دهد که گویا از یاد برده است تمام لبیک هایی را که طی ۲۰ ماه گذشته به او گفته شد.

مگر موسوی از یاد برده است حمایت های ریگی و گروه تروریستش را؟!

موسوی آیا یادش هست حمایت های سروش و گنجی و همه آنهایی که اینکه نامشان اپوزسیون خارج از کشور است؟

۱۰ اسفند سال ۸۹ که امروز باشد تنها روزی نیست که میرحسین موسوی هل من ناصر می گوید.

موسوی در طول ۲۰ ماهه گذشته بارها هل من ناصر گفت و بارها این منافقین، مریم رجوی و گروه های همجنس باز بودند که به ندایش لبیک گفتند.

عمر سعد زمان ما و سایر همسفرانش! مگر می توانند منکر لبیک های مهربانانه اوباما، کلینتون، جورج سوروس و سایر مقامات آمریکای جنایتکار از خودشان شوند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س
 
حصر خانگی موسوی و کروبی که حدودا از ۱۵ روز پیش آغاز شده سرویس های غربی را که ارتباطات روزانه و مفصل با آنها برقرار کرده بودند دچار نگرانی های جدی کرده است.

به گزارش میهن اسلامی به نقل از  کیهان موسوی و کروبی پس از تماسی که مسیح علی نژاد و جمیله کدیور در هفته سوم بهمن از لندن با آنها برقرار کردند از مردم ایران خواستند روز ۲۵ بهمن به بهانه «همبستگی با مردم مصر و تونس» به خیابان بیایند.


این در حالی بود که آمریکایی ها در روزهای ماقبل ۲۵ بهمن به صراحت گفته بودند تنها راه مهار موج خیزش های اسلامی در منطقه را «ایجاد ناآرامی در تهران» می دانند و در نتیجه اقدام موسوی و کروبی درون جامعه سیاسی و بین توده های مردم به معنای «تکمیل یک پروژه اسرائیلی» تفسیر شد که هدفی جز ارسال پالس و ناامیدی به انقلابیون منطقه ندارد.

همین موضوع اولا موجب شد در روز ۲۵ بهمن جز چند صد نفر از اوباش آن هم برای چند ساعت و در چند خیابان شلوغ تهران کسی به خیابان نیاید و ثانیا پس از ۲۵ بهمن موج بزرگی از مرزبندی با جریان فتنه از جانب بسیاری از خواص حتی آنها که در تمام ۲ سال گذشته ساکت بودند شکل بگیرد.

همزمانی درخواست های مردمی برای برخورد با سران فتنه با یکدست شدن جامعه سیاسی علیه آنها، باعث شد گام اول در برخورد با موسوی و کروبی که همان حصر خانگی و قطع تمامی ارتباطات اینترنتی، تلفنی و حضوری آنها بود برداشته شود.

این اقدام از دو جهت باعث نگرانی شدید سرویس هایی شده است که تا پیش از برقراری ارتباطات روزانه و مستمر با موسوی و کروبی، دائما به آنها خط دهی می کردند.

اولا اطلاعات موجود نشان می دهد این سرویس ها بسیار نگران هستند که عدم توجه و واکنش مردم به این اقدام که عملا نوعی بازداشت محسوب می شود این موضوع را که مردم نسبت به سرنوشت موسوی و کروبی کاملا بی تفاوت شده اند کاملا شفاف کند و نهایتا زمینه را برای برخوردهای جدی تر با آنها فراهم آورد. آنچه این نگرانی را تشدید کرده بی توجهی محض مردم تهران به فراخوان روز اول اسفند بود که رسانه های وابسته به جریان فتنه هدف اصلی آن را «نجات موسوی و کروبی از حصر» اعلام کرده بودند.

در روز اول اسفند وضعیت آنچنان عادی بود که ظاهرا مردم تهران به تنها چیزی که فکر نکردند این بود که موسوی و کروبی در کجا هستند و چه می کنند. این بی اعتنایی زمانی معنادارتر می شود که توجه کنیم رسانه های غربی و چند سایت وابسته به فتنه گران از روز شنبه به طور وسیع این شایعه را پخش کرده بودند که موسوی و کروبی از خانه های خود خارج و به زندان حشمتیه منتقل شده اند.

این دروغ پردازی که با هدف تحریک اندک هواداران این دو تن برای ایجاد ناآرامی در روز اول اسفند انجام شد چنان ناشیانه بود که قبل از هر کسی محمد خاتمی یکی از سران هراسان فتنه به آن پاسخ داد. وی در بیانیه ای که روز شنبه و در دفاع از موسوی و کروبی منتشر کرد به صراحت تایید کرد که آنها «در حصر خانگی» قرار دارند.

این در حالی است که منابع امنیتی روز سه شنبه به کیهان گفتند موسوی و کروبی در خانه هایشان قرار دارند و تنها ارتباطات آنها بویژه ارتباطاتی که از خارج کشور با آنها برقرار می شد قطع شده است. این منابع همچنین گفتند موسوی و کروبی اجازه دیدار با بستگان درجه اول خود را تا زمانی که از این طریق به انتشار مطالب دروغ و تنش آفرین نپردازند خواهند داشت.

نگرانی دوم سرویس های غربی هم این است که با قطع ارتباطات آنها با موسوی و کروبی که عمدتاً از طریق چت اینترنتی و برخی نرم افزارهای ارتباطی خاص صورت می گرفت آنها به تدریج کارکردهای فعلی خود را از دست داده و به موجوداتی مرده و فراموش شده تبدیل شوند به همین دلیل اطلاعات رسیده به کیهان حاکی از آن است که تصمیم گرفته شده به تدریج و با محوریت سازمان اطلاعات منافقین کارکردهای این دو نفر به تشکیلاتی به نام «شورای هماهنگی راه سبز امید» منتقل شود که افرادی مانند اردشیر امیرارجمند پادویی آن را به عهده دارند. امیر ارجمند زمستان ۸۸ و در حالی توسط منافقین از ایران خارج شد که چند روزی را در بازداشت به سر برده بود. وی که به نوعی نفر منفصل موسوی محسوب می شود در تمام مدت حضور در ایران نوشتن بیانیه های موسوی را بر عهده داشت.

وی هم اکنون در پاریس استقرار دارد و تمام هزینه های اقامت وی و خانواده اش توسط منافقین و سرویس اطلاعاتی فرانسه پرداخته می شود. برادر امیر ارجمند با نام منصور امیرارجمند جزو کادرهای کلیدی اطلاعاتی نفاق است که نقش جدی در راه اندازی هویت مجازی به نام «شورای هماهنگی راه سبز امید» داشته است.

به نظر می رسد با انتقال کارکردهای موسوی وکروبی به خارج از ایران پروژه «ضدانقلاب» شدن آنها به سرعت کامل خواهد شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س


اخبار رسیده از طرابلس، پایتخت لیبی، حاکی از آن است که «عایشه قذافی»، دختر «معمر قذافی»، دیکتاتور لیبی اکنون در شهر طرابلس، فرماندهی گردان زنان کماندو در ارتش لیبی را بر عهده دارد.
به گزارش تابناک، این گردان که شمار بسیاری از آنان را زنان دیگر کشورهای آفریقایی تشکیل می دهند، در چند روز اخیر به صورت چشم بسته و دیوانه وار به کشتار و قتل عام معترضان لیبی پرداخته اند. یکی از علل و عواملی که ارتش لیبی افراد دیگر کشورهای آفریقایی را به استخدام درآورده، این است که بتوانند بدون هیچ ترسی، چنین جنایت هایی مرتکب شوند.


بنا بر این گزارش، «عایشه قذافی» که تا چند هفته پیش، سفیر صلح سازمان ملل متحد به شمار می رفت، اکنون به یکی از خشن ترین افراد حال حاضر کشورش تبدیل شده و در به راه انداختن حمام خون در لیبی به پدرش و دیگر اعضای باقی مانده در رژیم لیبی کمک می کند.

تنها دختر دیکتاتور لیبی، عاشق «صدام حسین» دیکتاتور سابق رژیم بعث عراق بود. او در اوایل سال 2000 چند بار به دیدن او رفت و همواره اعلام می کرد که به قدری «صدام» را دوست دارد که حاضر است جان خود را برای وی بدهد. از همین روی، چند روزی نیز در کنار دیگر اعضای تیم حفاظت شخصی صدام، او را همراهی کرد. وی حتی مدتی عضو تیم وکلای مدافع صدام بود.

از سویی، او همیشه علاقه بسیاری به حضور در شبکه های ماهواره ای گوناگون و تبدیل شدن به چهره ای جنجالی داشته و در چندین گفت وگوی تلویزیونی، شخصیت پدرش را مانند شخصیت صدام معرفی کرده است. برخی مقامات عراقی عایشه را حامی مالی بعثی هایی که پس از سقوط رژیم بعث به خرابکاری در عراق می پرداختند، معرفی کرده اند.

«عایشه قذافی» سال هاست، با رتبه ارتشبد افسر ارتش لیبی است. وی از دانشگاه لیبی دکترای افتخاری حقوق بین الملل گرفته و به قدری محبوب پدر است که معمر قذافی، چندی پیش اعلام کرده بود که عایشه لیاقت حکومت بر لیبی را پس از وی دارد. این در حالی است که عایشه نیز مانند شاهزادگان کشورهای حوزه خلیج فارس، در طول سال با سفر به کشورهای اروپایی به ولخرجی و هدر دادن ثروت ملت مظلوم لیبی در گرانترین هتل های جهان می پردازد.

او در سال 2006 با یکی از عموزاده های پدرش ازدواج کرد، اما پس از آن، مدتی برای تحصیل به فرانسه رفت و در همان جا عاشق یک جوان فرانسوی شد، ولی قذافی که با آن داستان عاشقانه به شدت مخالف بود، فورا دستور بازگشت وی به طرابلس را داد و همین امر موجب ترک تحصیل وی شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س



تصویر بزرگ
            
در حالی که رژیم سلطنتی انگلیس به عنوان صاحب اصلی بی‌بی‌سی استراتژی مخلوط کردن اخبار دروغ و راست را برای این بنگاه انتخاب کرده است، اما این رسانه مجبور شد که دیروز فقط دروغ بگوید.

 سایت بی‌بی‌سی فارسی یا همان بنگاه خبرپراکنی رژیم سلطنتی انگلیس که از حامیان اصلی سران فتنه به شمار می‌آید، بعد از فراخوان‌ به اغتشاش و آشوب اخبار لحظه به لحظه آنرا منتشر می‌کند.


در حالی که دیروز(سه‌شنبه) سایت‌های وابسته به لابی صهیونیستی، انگلیس و آمریکا فراخوان به اغتشاش داده بود که این توطئه‌ آنها نیز همانند توطئه‌های پیشین به شکست انجامید.


اما سایت بی‌بی‌سی‌ امروز حرفی راستی برای گفتن نداشت و برخلاف استراتژی خود که مخلوط کردن راست و دروغ برای فریب افکار عمومی است، تنها اخبار دروغ منتشر کرد که برخی از آنها را برای نمونه در زیر می‌خوانید:

دروغ: تمامی کلاس‌های دانشگاه تهران تعطیل شده است
پاسخ: بعد از تماس با روابط عمومی دانشگاه تهران، مطلع شدیم که این خبر هم به سبک بی‌بی‌سی دروغ است؛ یکی از مسئولان روابط عمومی این دانشگاه گفت: این خبر طبیعی است چندین بار بی‌بی‌سی این خبر را در روزهای مختلف به دروغ اعلام کرده است.

دروغ: شاهدان عینی می‌گویند از مغازه داران مناطق مرکزی تهران از جمله از مغازه های اطراف دانشگاه تهران و خیابان کریم خان، خواسته شده تا امروز زودتر محل کسب خود را تعطیل کنند.

پاسخ: اکنون که به آخرین ساعات روز سه‌شنبه نزدیک می‌شویم، برخی از مغازه‌های لباس‌فروشی در این خیابان در حال کاسبی هستند و برخی دیگر طبق معمول ساعت ۱۹ الی ۲۰ تعطیل کرده‌اند.

دروغ: مردم با ایجاد ترافیک مصنوعی در خیابان رسالت تهران، مانع جا به جایی نیروهای ضد شورش شده‌اند.
پاسخ: باید گفت مگر نیروهای انتظامی برای راهپیمایی به خیابان آمده‌‌اند که بخواهند مرتب تردد کنند!

دروغ: نفربرهای شهری تازه‌ای در تهران مشاهده شده که تا پیش از این دیده نشده بودند.
پاسخ: می‌گویند دروغ‌گو فراموش‌کار است؛ بی‌بی‌سی در اغتشاش چند فتنه گر در روز ۲۵ بهمن نیز نوشته بود که نفربرها در خیابان‌های تهران مستقر شده‌اند و امروز می‌گوید این نفربرها را برای اولین بار در شهر دیده است.

دروغ: بنگاه خبرپراکنی دولت بریتانیا به نقل از یک شاهد عینی خیالی نوشت که حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان حدود ساعت ۵ بعد از ظهر سوار برتویوتای سفید رنگ در چهار راه وصال بود و از یکی از خیابان‌های فرعی تهران خارج شده است؟

راست: اول اینکه اتوموبیل آقای شریعتمداری تویوتا نیست و دوم آنکه ساعت ۵ بعد از ظهر، زمان حضور همیشگی وی در تحریریه کیهان است و یکی از خبرنگاران کیهان به فارس گفت که حسین شریعتمداری بعد از ظهر و غروب امروز کلا در تحریریه کیهان حضور داشته است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س


به دنبال این اعتراضات مردمی به عوامل معاند ، جمع کثیری از طلاب و دانشجویان و خانواده های شهدا، ایثارگران و جانبازان استان قم با ارسال نامه ای خطاب به حجت الاسلام و المسلمین سعیدی، تولیت آستانه ی مقدسه ی حضرت معصومه(س) خواستار حذف نام خاتمی از لوح یادبود شبستان حرم حضرت معصومه(س) شده اند .

به گزارش میهن اسلامی به نقل از  پایگاه 598، وقوع حوادث سال گذشته چهره واقعی بسیاری از همراهان دورغین انقلاب اسلامی را نقش بر آب کرد که در این بین سید محمد خاتمی به عنوان یکی از عوامل اصلی جریان فتنه مورد انزجار و اعتراض مردم ایران قرار گرفت.

 

به دنبال این اعتراضات مردمی به عوامل معاند ، جمع کثیری از طلاب و دانشجویان و خانواده های شهدا، ایثارگران و جانبازان استان قم با ارسال نامه ای خطاب به حجت الاسلام و المسلمین سعیدی، تولیت آستانه ی مقدسه ی حضرت معصومه(س) خواستار حذف نام سید محمد خاتمی از سنگ یادبود شبستان حرم حضرت معصومه(س) شده اند .

 

لازم به ذکر است که علی رغم مرسوم نبودن نوشتن نام افراد در بنای یادبود در اماکن مذهبی نام سید محمد خاتمی در این لوح درج گردیده است . متن این نامه به شرح ذیل می باشد:

 

حضرت حجت الاسلام و المسلمین سعیدی(زید عزه الشریف)

تولیت محترم آستانه ی مقدسه ی حضرت معصومه ( سلام الله علیها)

 

انقلاب اسلامی ایران حاصل مجاهدت و رهبری الهی حضرت امام خمینی (قدس السره الشریف) و ثمره ی خون پاک هزاران شهید و ایثارگر است که به عنوان یک ودیعه گرانبهای الهی، وظیفه ی محافظت از آن بر همگان فرض و واجب می باشد.

 

نقش قم به عنوان مرکز اسلام ناب محمدی و به برکت وجود آستانه ی مقدسه ی حضرت معصومه ( سلام الله علیها) و حضور مراجع معظم تقلید و حوزه ی علمیه همواره نقش راهبردی و تاثیر گذار بوده است.

 

همچنین حضور حضرتعالی در مقام تولیت آستانه ی مقدسه نوید بخش تحول فرهنگی در سطح استان می باشد که همیشه مورد انتظار رهبر معظم انقلاب مدظله العالی و مردم انقلابی استان بوده است. و نیز بارگاه مقدسه ی حضرت معصومه ( سلام الله علیها) که ملجأ مسلمانان جهان است همیشه در جریانات اجتماعی و سیاسی پرتو افکنی نموده. لذا شایسته است بنای این آستانه ی مقدسه از هرگونه آلودگی و ناپاکی تنزیه گردد .

 

متأسفانه شاهد هستیم در لوح یادبود ساختمان شبستان حضرت امام خمینی (قدس السره الشریف) که در زمان دولت هشتم ایجاد گردیده است، علی رغم مرسوم نبودن چنین سنگ نوشته هایی در اماکن  مقدس، نام سید محمد خاتمی به عنوان حامی و بانی شبستان حک گردیده.

 

حال با توجه به این که بودجه ی این بنای مقدس از محل اعتبارات ملّی و بیت المال تأمین گردیده است و همچنین به جهت خیانت های نام برده در جریانات اخیر و فتنه ی سال 88 که با اعمال ننگین خود دل امام و ملت را جریحه دار کرد و چهره ی واقعی خویش را نمایان ساخت؛ ما امضاء کنندگان ذیل به نمایندگی از امت حزب الله قم تقاضا داریم که این مکان مقدس از این لکه پاک و متنی در خور این حرم مطهر جایگزین گردد.

 

در پایان ضمن تشکر از رهبر معظم انقلاب اسلامی به خاطر حسن انتخاب حضرتعالی به عنوان تولیت آستانه ی مقدسه ی برای حضرتعالی و همه ی خادمین آن بارگاره ملکوتی آرزوی توفیق روز افزون داریم.

 

1- بسیج دانشجویی دانشگاه قم

2- بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد واحد قم

3- بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور قم

4- بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی قم

5- بسیج طلاب مدرسه علمیه معصومیه

6- بسیج طلاب مدرسه علمیه حضرت ابوالفضل(جانبازان)

7- جامعه اسلامی دانشگاه صنعتی قم

8- جامعه اسلامی دانشگاه آزاد قم

9- کانون شاهد و ایثارگران دانشگاه مفید

10- انجمن دانشجویان مسلمان

11- جمع کثیری از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران استان قم


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

سایت های حلقه لندن به پیاده نظام خود سفارش کرده بودند که امروز اگر در خیابان از جانب ماموران انتظامی به شما گیر داده شد ، به سبک فائزه هاشمی بگویید برای خرید روسری به خیابان آمده ایم

دیروز 10 اسفند موعدی بود که از یک هفته پیش تلویزیون دولتی انگلیس BBC ، صدای آمریکا (VOA) و سایت های ضدانقلابی حامی فتنه سبز مانند بالاترین و جرس ، آن را روز قیام عمومی مردم علیه جمهوری اسلامی نامیدند. شب گذشته شبکه های BBC و VOA همه حیثیت حرفه ای نداشته خود را با انتشار خبر جعلی انتقال موسوی و کروبی به زندان زیر پا گذشاتند، تا به زعم خود با یک بمب خبری با چاشنی دروغ ، التهابی در جامعه ایران ایجاد کنند.اما امروز هم  مثل اول اسفند - که باز هم قرار بود قیامت به پا شود! - خیابان های تهران زیر نم نم بارانی لطیف ، روزی آرام مثل همیشه را پشت سر گذاشت.سایت های حلقه لندن به پیاده نظام خود در داخل سفارش کرده بودند که امروز اگر در خیابان از جانب ماموران انتظامی به شما گیر داده شد ، به سبک فائزه هاشمی بگویید برای خرید روسری به خیابان آمده ایم! اما امروز روسری ها روی دست فروشندگان باد کرد!

جالب است که BBC  و بالاترین از ظهر امروز خبر از حضور انبوه جمعیت در خیابان انقلاب و ولی عصر و طنین شعارهای آنان می دهند اما گزارش های خبرنگاران جوان آنلاین از این خیابان ها و سایر مناطق تهران حاکی است که این حضور انبوه و شعارها را فقط این دو شبکه و سایت دروغ پرداز در آن سوی مرزها دیده و شنیده اند.



 


 


 

اما مثل اول اسفند محض اطلاع گردانندگان BBC  و VOA و بالاترین و جرس تصاویری از وضعیت امروز عصر خیابان انقلاب ، پل کالج ، میدان فردوسی و خیابان و میدان ولی عصر منتشر می کنیم تا مگر قدری خجالت کشیده و لااقل به خودشان دروغ نگویند هرچند ظاهرا" دروغ گویی در ذات آن ها نهادینه شده است.

میدان فردوسی - عصر 10 اسفند


 

خیابان انقلاب - پل کالج - عصر 10 اسفند


 

تقاطع جمهوری - ولی عصر - عصر 10 اسفند


 

تقاطع جمهوری-ولی عصر - عصر 10 اسفند


 

تقاطع انقلاب - ولی عصر(چهاراه ولی عصر) -عصر 10 اسفند


 

چهرراه ولی عصر- عصر 10 اسفند


 


 

چهرراه ولی عصر - عصر 10 اسفند


 

میدان ولی عصر - عصر 10 اسفند


 


 

میدان ولی عصر - عصر 10 اسفند


 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ یک روزنامه روسی در تحلیلی از انقلاب‌های خاورمیانه، آن را نتیجه دنباله‌روی دولت‌های منطقه از سیاست آمریکا دانست و اعلام کرد که اغلب کشورهای اسلامی منطقه سرانجام از الگوی ایران پیروی خواهند کرد.



روزنامه روسی "ترود " در تحلیلی از وضعیت خاورمیانه و قیام مردم عرب علیه حاکمان خود، دلیل این قیام را وابستگی و دنباله‌روی حاکمان کشورهای منطقه از آمریکا اعلام کرد.

"لیونید ایواشوف " تحلیلگر سیاسی روسی در گفت‌وگو با روزنامه ترود، تصریح کرد که انقلاب در کشورهایی رخ داده است که دچار دنباله‌روی شدید از سیاست‌های آمریکا هستند.

ایواشوف افزود، آرامش در کشورهایی مانند ترکیه و ایران حاکم است مثلا در ترکیه دولتی اسلامی و میانه‌رو وجود دارد که سیاستی مستقلی در پیش گرفته است.

این تحلیلگر سیاسی اعلام کرد که وی بر این عقیده است که بیشتر کشورهای اسلامی در نهایت از الگویی مثل ایران که اقتصاد نوین را با ارزشهای معنوی و اخلاقی اسلامی جمع کرده است پیروی خواهند کرد.

وی اعلام کرد که کشورهای عربی نیز سرانجام از حالت پراکندگی و اختلاف سرانجام رها خواهند شد و اسرائیل اگر بخواهد به بقای خود ادامه بدهد باید سیاست همزیسیتی مسالمت‌آمیز با اعراب در پیش بگیرد و آنچه اشغال کرده است، پس بدهد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ

معاون سیاسی سپاه گفت: چندی پیش بر اساس گزارش‌های منتشر شده در برخی سایت‌ها به نقل از منابع معتبر مطلع شدم که در چندین بانک اروپایی، ‌هندی و عربی دارای پول کلانی هستم که تصمیم گرفتم آن را به کارتن
خواب‌های اروپایی هدیه کنم.



سردار یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص درج نامش در فهرست 80 نفره مسئولین جمهوری اسلامی که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده و اعلام شده دارایی‌هایشان در این اتحادیه توقیف خواهد شد، گفت: چندی پیش بر اساس گزارش‌های منتشر شده در برخی سایت‌ها به نقل از منابع معتبر مطلع شدم که در چندین بانک اروپایی،‌هندی و عربی دارای پول کلانی هستم.

وی افزود: مبالغ مندرج در حساب‌های بانکی ذکر شده که به دلار و یورو بود را با یک حساب سرانگشتی محاسبه کردم بالغ بر 60 میلیارد تومان شد.

جوانی ادامه داد: اکنون که بر اساس اخبار منتشر شده و پیرو مصوبه اتحادیه اروپا قرار است دارایی‌هایم در این اتحادیه توقیف شود، تصمیم گرفتم این ثروت کلان بادآورده را برای بهبود وضعیت زندگی شهروندان درجه 3 اروپایی که اصطلاحا به کارتن‌خواب‌ها معروف شده‌اند هدیه کنم و با توجه به اینکه در این تصمیم جدی هستم از موسسات خیریه فعال در کشورهای عضو اتحادیه اروپا درخواست می‌کنم با هماهنگی یکی از سفارتخانه‌های ایران در اروپا نماینده‌ای را به ایران اعزام کنند تا با سپردن وکالت رسمی به ایشان از سوی اینجانب مقدمات این کار خداپسندانه فراهم شود و آنان بتوانند با برداشت پول‌های ذکر شده از حساب‌هایم در بانک‌های اروپایی، بخشی از مشکلات مردم فقیر کشورشان را حل کنند.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ
اوایل دی ماه سال جاری شبکه تلویزیونی CNN از دارایی صدها میلیون دلاری مدیر مسئول کیهان در بانک های سوئیس و دوبی و مالکیت دو ویلا در سواحل هاوایی و تورنتو کانادا خبر داده بود.




 دیروز در حالی اعلام شد که «اتحادیه اروپا» قصد دارد با صدور یک بیانیه رسمی افرادی نظیر آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، آیت الله سید احمد خاتمی، آیت الله محمد یزدی و حسین شریعتمداری (مدیر مسئول کیهان) را به عنوان «مبلغان فرهنگ خشونت» در لیست تحریم های خود جای دهد که تلویزیون های VOA (وابسته به سیا) و BBC فارسی نیز از یک ماه گذشته با پیشبرد پروژه ای مشترک زمینه سازی برای معرفی این چهره ها را به عنوان «سران خشونت در ایران» کلید زده اند.


تلویزیون VOA (وابسته به آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا) دیروز با پخش گزارشی ویژه «حسین شریعتمداری» (مدیر مسئول کیهان) را از «مبلغان برجسته تئوری خشونت مقدس» و یکی از «تئوریسین های رادیکال اسلام شیعی» معرفی کرد و در یک مغالطه مضحک به مقایسه مواضع «روزنامه کیهان» با مواضع گروهک های وهابی پرداخت! این تلویزیون وابسته به CIA سپس با پخش سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در افتتاحیه «پنجمین جشنواره بین المللی شعر فجر» مبنی بر «جلوگیری وزارت ارشاد از ترویج فرهنگ خشونت گرا در ایران» گفت: «در محافل فرهنگی ایران گفته می شود این گفته های وزیر ارشاد مبنی بر محکومیت خشونت، صرف نظر از این که کدام گروه مورد نظرند، سخنی درخور تأمل و مثبت است؛ بویژه آن که اگر دیدگاه های مقامات حکومتی، بویژه مسئولان قضایی جمهوری اسلامی را به یادآوریم که رامین جهانبگلو را به اتهام ترویج فرهنگ عدم خشونت مورد بازخواست و محاکمه قرار دادند.»


تلویزیون VOA در این گزارش بدون اشاره به اینکه نخستین بار روزنامه «کیهان» از ماهیت فاشیستی و خشونت گرای نظریه های به ظاهر «خشونت پرهیز» رامین جهانبگلو پرده برداشت، مدعی شد: «ازاین پس می شود به بررسی دیدگاه های مکتوب تندروان شیعی وابسته به حاکمیت، کسانی همچون «آیت الله مصباح یزدی» یا مقالات منتشره روزنامه «کیهان» توسط «حسین شریعتمداری» پرداخت تا روشن شود که آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای زدودن ترویج آشکار خشونت در این حوزه ها کاری خواهد کرد یا تنها خشونت تندروان سنی سلفی و وهابی را محکوم کرده است؟»


یک ماه پیش از این نیز BBC فارسی طی گزارشی ویژه با هدف تفرقه افکنی میان نیروهای انقلاب، ابتدا به حمایت ظاهری از سیاست های فرهنگی دولت پرداخت و به گونه ای سالوسانه و با انتشار مقاله مفصلی به قلم «فرج سرکوهی» (جاسوس فراری) ادعا کرد سیاست های لیبرالی وزارت ارشاد با «ادبیات خشونت طلب» روزنامه «کیهان» برای انزوای روشنفکران سکولار و اپوزیسیون سازگار نیست!

گفتنی است اوایل دی ماه سال جاری- دسامبر 2010- شبکه تلویزیونی CNN از دارایی صدها میلیون دلاری مدیر مسئول کیهان در بانک های سوئیس و دوبی و مالکیت دو ویلا در سواحل هاوایی و تورنتو کانادا خبر داده بود و در همان حال، نوری زاده در صدای آمریکا ضمن تأیید این خبر گفته بود شریعتمداری یک گاوداری بزرگ در دماوند نیز دارد و مدیر مسئول کیهان در پاسخ وی به طنز گفته بود؛ این گاوداری آماده است و فقط منتظر ورود گاوهایی هستیم که در چند استودیوی رسانه های فارسی زبان آمریکا و انگلیس پرسه می زنند!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س


اعضای ستاد آزادی امام موسی صدر و جمعی از علاقه مندان ایشان دیروز همراه با دانشجویان تشکل های مختلف دانشجویی در اعتراض به جنایات رخ داده در لیبی و قتل عام بیرحمانه مردم این کشور به دست دیکتاتور قذافی در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل و سفارت لیبی تجمع کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی یاران صدر، در این تجمعات که به دعوت  تشکل  های دانشجویی برگزار شد خبرنگاران داخلی و خارجی نیز حضور داشتند و نمایندگان تشکل های شرکت کننده در سخنانی با حمایت از حرکت های مردمی کشورهای عربی و محکوم کردن نظام های حاکم این  کشورها، خواستار پایان دادن به خشونت علیه مردم مظلوم و قطع رابطه دیپلماتیک با رژیم لیبی و پیگیری پرونده امام موسی صدر شدند.

دبیر اجرایی ستاد آزادی امام موسی صدر نیز در مقابل دفتر نمایدنگی سازمان ملل بیانیه ای را بدین شرح قرائت کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

"آرزوی غایی انسان در حرکت به سوی جهانی بهتر است که او را بر آن می دارد با هر آنچه زندگی او را تباه یا استعداد های او را عقیم  می کند و یا آینده او را در معرض تهدید قرار می دهد مقابله کند. و این آرزو بنیان حرکت کلی انسان در طول تاریخ است، حرکتی که با رهبری انبیاء و اولیاء و مصلحان آغاز شد و با کوشش مجاهدان به پیش رفت و با خون شهدای جاودان بارور شد؛ این پیوستگی ژرف تاریخی و همگانی فراگیر در سراسر جهان و این تجربه ملموس انسان ها جنبش محرومان را در جهان تقویت، راه آن را روشن و استمرار و توفیق آن را تضمین می کند.”  (برگرفته از منشور جنبش امل لبنان نوشته شده توسط امام موسی صدر)

آنچه که امروز در لیبی بحرین یمن و سایر کشور های منطقه می گذرد توطئه ای است شوم بر علیه وجدان های بیدار که رسالتی جز تلاش برای تحقق وعده الهی که می فرماید: "محرومان وارثان زمین اند” ندارند، امروز مردم لیبی در حالی به وحشیانه ترین شیوه به خاک و خون کشیده می شوند که بربریت نوین در برابر این رفتار سکوت کرده است سکوتی که سالهاست در مقابل پرونده "امام موسی صدر” نیز از ایشان شاهد بودیم، انگار حقوق بشر و تمامی قواعدی که جوامع بین المللی به آن افتخار می کنند در بزنگاه ها ملت ها را تنها می گذارند. ۳۲ سال پیش انسانی قربانی تروریسم دولتی شد که اگر بود شاید امروز قذافی ها و مبارک ها توان سخن گفتن در برابر خواست ملت های بیدار را نداشتند چه رسد به کشتار دسته جمعی مردم بوسیله سلاح ها جنگی.

ما به نمایندگی از همه اقشار جامعه ایران با نگرش های مختلف سیاسی گردهم آمدیم تا فریاد ” هیهات منا الذلة‌” سر داده و اعلام داریم اگرچه دوری ۳۲  ساله امام موسی صدر برای ما درد بزرگی است و مشتاقانه و با تمام وجود منتظر آزادی و بازگشت ایشان هستیم اما از او آموخته ایم که در مقابل کوچکترین ظلمی بی تفاوت نباشیم و امروز نمی توانیم در برابر ریخته شدن خون مردم بی گناه در خیابان های طرابلس، بنغازی و سایر شهر های لیبی سکوت کنیم، ما ضمن محکوم کردن این فجایع به اعضای شورای امنیت! هشدار می دهیم که ادامه سکوت ایشان و حمایت برخی کشورهای مدعی حقوق بشر از رفتار وحشیانه رژیم لیبی مسلماً منجر به وقوع فاجعه ای عمیقتر از آنچه که در روزهای اخیر شاهد آن بودیم خواهد شد؛ بدیهی است که در چنین شرایطی مسئولیت جان مردم لیبی و امام موسی صدر به عهده مجامع بین المللی بخصوص سازمان ملل متحد! خواهد بود. ما در انتظار اقدام عملی، جدی و فوری از سوی ایشان برای نجات مردم لیبی و آزادی امام موسی صدر هستیم.

به امید آزادی ملت لیبی و امام موسی صدر.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س


تصویر بزرگ

در بخشی از وصیت‌نامه شهید حاج حسین خرازی آمده است: شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران، رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحی له الفداء در عصر غیبت امام زمان(عج) و از مردم می‌خواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند.



به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، حاج حسین خرازی به سال 1336 در محله «کوی کلم» اصفهان دیده به جهان گشود. وی متعلق به نسلی بود که به هنگام انجام خدمت نظام وظیفه، برای سرکوب شورشیان «ظفار» به کشور «عمان» اعزام شد و در سال 1357 نیز به فرمان حضرت امام خمینی از پادگان محل خدمت خود گریخت و به جمع مردم انقلابی پیوست. حسین خرازی از بدو تشکیل سپاه پاسداران، لباس سبز پاسداری انقلاب را برتن کرد و از بلوای ضدانقلاب تا زمان شهادتش را در خطوط مقدم نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی به‎سر برد. خرازی گرچه در هنگام شهادتش (در هشتم اسفند 1365) ردای فرماندهی لشکر 14 امام حسین را بر دوش داشت اما به عنوان بسیجی‎ترین سردار دفاع مقدس شناخته می شد که کرامات درخشانی هم به او نسبت داده می شود.
از شهید حسین خرازی دو وصیت‌نامه برجای مانده است. آنچه خواهید خواند متن کامل دو وصیت‎نامه این بزرگوار است.

متن کامل اولین وصیت‎نامه حاج حسین خرازی

بسم الله الرحمن الرحیم
من عبد عاصی حسین خرازی، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمّداً عبده و رسوله و اشهد انّ علیّاً و اولاده المعصومین حجج الله.
گواهی می‌دهم که ائمّه معصومین گفتارشان بر ما حجت و امتثال امر و اطاعتشان واجب، محبتشان به حکم حق لازم و پیروی آنها موجب نجات و مخالفت‌شان موجب عذاب و آنها امامان و شفیعان روز جزا هستند.
انّا لله و انا الیه راجعون. این جانب خود را لایق وصیت نمی‌دانم ولی بنابراین که وصیت بعد از رفتن هرکس راهنمای راه او و بیانگر هدف اوست، من هم بر حکم وظیفه چند کلمه می‌نویسم.
شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران و رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحی له الفداء در عصر غیبت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه. از مردم می‌خواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند. راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم که آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا می‌خواهم که ادامه دهنده راه آنها باشیم. آنهایی که با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما می آموختند.
از خانواده شهدا، اسرا، مفقودین می‌خواهم که صبر پیشه کنند چرا که دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم و ان‎شاء‌الله انتقام این مظلومین را با مظلوم کربلا یکجا خواهیم گرفت.
از خانواده معلولین و مجروحین می‌خواهم که با این عزیزان که برای اسلام رفتند و چنین شدند، با صبر و حوصله و خوش اخلاقی برخورد کنند چرا که این عزیزان به خاطر بیماری و اینکه اکنون دستشان از انجام وظایفشان کوتاه شد، احتیاج به مراقبت و محبت بیشتری دارند. ان‏شاءالله خداوند به شما اجر و صبر عنایت فرماید! دیگر اینکه فرزندان شهدا را فراموش نکنید آنها پدرانشان را به خاطر اسلام از دست داده‌اند. در اسلام در مورد یتیمان سفارش زیادی شده است به خصوص یتیمی که فرزند شهید باشد. ناگفته نماند که درست است که در مقابل هرکدام از اینها به شما اجری داده می‌شود ولی فراموش نکنیم که اینها همه به عنوان یک وظیفه است برای ما که مسلمانیم.
از تمام اقشار ملت، اعم از کسبه، اطبا، مهندسین، علما و سپاهیان به عنوان یک فرد از اجتماع که حق بر گردنش هست، تشکر می‌کنم و عرض می‌دارم که هرکدام از شما ممکن است در کار خود کمبودهایی حس کنید و مشکلاتی برای شما باشد. این جانب خواهشمند است که موقعیت اسلام و انقلاب و کشور را در نظر گرفته صبر بیشتری کنید و توجه داشته باشید که در مشکلات است که انسان‌ها آزمایش می‌شوند.
کاری نکنید - که خدا نیاورد آن روزی را که - شما در مقابل شهدا و خانواده محترمشان جوابی نداشته باشید که بدهید! دیگر از مسئولین محترم و مردم حزب الله می‌خواهم که در مقابل آن افرادی که نتوانستند از طریق عقیده مردم را از انقلاب دور و منحرف کنند و الآن در کشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشاء و بی حجابی و . . . زدند، در مقابل اینها ایستادگی کنند و با جدّیت هرچه تمام‌تر جلو این فسادها را بگیرید!
و توصیه‌ام به مردم حزب الله و شهیدپرور اصفهان، شهری که در جبهه‌های نبرد با دشمن و اقتصاد و دیگر امور خیر و صالح پشقدم و حضور فعال و چشمگیر داشته است، می‌خواهم که همچنان انقلابی و دوست‌داشتنی بمانند و قدر امام جمعه و نماینده ارزشمند حضرت امام حضرت آیت الله طاهری را بدانند که می‌دانند.
و اما پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که مرا حلال کنید و مرا ببخشید چرا که شما با زحمت زیاد ما را بزرگ کردید. با رنج زیاد وسایل راحتی و تحصیل ما را فراهم کردید. شما کسی هستید که در عظمت شما در قرآن خداوند فرمود: «و بالوالدین احساناً» یعنی به پدر و مادرتان نیکی کنید و یا آمده: «و لاتقولوا لهما اف . . .» به آنها اف نگویید با آنها روی ترش نکنید، حال اگر من در انجام وظایفم در مورد شما کوتاهی کردم شما ببخشید چرا که من فرزند شما و شما بزرگترید و مادرم شما برای من خیلی زحمت کشیدید. در حدیث داریم که «الجنّة تحت اقدام الامّهات» بهشت زیر پای مادران است. به خصوص شما مادری که در تمام احوال و اوقات مراقب اعمال و رفتار ما بودید. مادر، حسینت را حلال کن و از تمام دوستان و آشنایان و اقوام برای من حلالیت بطلب!
اللّهم اجعلنا من التوّابین، اللّهم اجعلنا من الشاکرین، اللّهم اجعلنا من المتّقین، اللّهم اجعلنا من المؤمنین، اللّهم اجعلنا من الشهداء و احشرنا مع الحسین و اصحاب الحسین، الحمد لله ربّ العالمین، اللّهم عجّل فی فرج مولانا صاحب الزمان!
حسین خرازی
17/11/64
*بسمه تعالی
[. . .] در ضمن این حقیر سر تا پا تقصیر نماز و روزه (140 روز) صد و چهل روز بدهکارم. مقدار قابل توجهی مثلا ده یا 15هزار تومان پول رد مظالم بدهید! احیاناً در مقابل کم‎کاری‌ها و یا استفاده بیجا از وسایل بیت‌المال سپاه لازم است. از همگی التماس دعا دارم.


متن کامل دومین وصیت‏نامه حاج حسین خرازی که 50 روز پیش از شهادتش تحریر شده است:

اللّهم انّی اسئلک ان تملأ قلبی حبّا لک و خشیة منک و تصدیقاً بکتابک و ایماناً بک و خوفاً منک و شوقاً الیک یا ذالجلال و الاکرام حبّب الی لقائک و احبب لقائی و اجعل لی فی لقائک الراحة و الفرج و الکرامة!
قبلا چند کلمه‌ای نوشته بودم فکر کنم تکمیلی چند کلمه دیگر باید بنویسم.
خدایا! غلط کردم، استغفر الله، خدایا امان، امان از تاریکی و تنگی و فشار قبر و سؤال منکر و نکیر در روز محشر و قیامت. به فریادم برس. خدایا! من دل‎شکسته و مضطرم. صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس؛ بر تو توکل دارم. خدایا! تا زمان عملیات فاصله زیادی نیست. خدایا، به قول امام خمینی: «تو فرمانده کل قوا هستی»، خودت رزمندگانت را پیروز گردان و شرّ صدام و کفّار را از سر مسلمین بکن!
خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهکاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول کن و از فیض عظمای شهادت، نصیب و بهره‎مندم ساز. از تو طلب مغفرت و عفو دارم.
یا واسع المغفرة، یا سبقت رحمته غضبه!
از همسر خوب و ایثارگرم کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم. ان‏شاء‌الله که مرا می‌بخشی. الحمد لله اگر خداوند فرزندی لطف و کرم فرمود، به سلامتی او را مهدی و زهرا اسم بگذار و از خوراک و طعام حلال و طیّب به او بخوران و او را سرباز و طلبه امام زمان بار بیاور و تربیت کن که این خود هدیه‌ای است به پیشگاه خداوند باری تعالی و کاهشی باشد از عذاب قبر و آخرت و قیامت. می‌دانم در امر بیت‌المال امانت‎دار خوبی نبودم و زیاده‎روی کرده باشم. خلاصه برایم رد مظالم بدهید و آمرزش بخواهید!
والسّلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار!
رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان!
حسین خرازی
1/10/1365

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ

مسئول دفتر آیت‌الله مهدوی ‌کنی اخبار منتشر‌شده در خصوص عدم کاندیداتوری ایشان را برای ریاست مجلس خبرگان رهبری تکذیب کرد.



حجت‌الاسلام والمسلمین سید مصطفی میرلوحی  اظهار داشت: بیش از 50 تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری از آیت‌الله مهدوی کنی کرارا تقاضا کردند که در انتخابات آتی هیئت رئیسه، نامزد ریاست مجلس شوند که ایشان هم به درخواست آنها پاسخ مثبت دادند.

وی خاطر‌نشان کرد: خبری که برخی سایت‌ها از قول آقای اسدالله بادامچیان در خصوص عدم نامزدی آیت‌الله مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان به احترام آقای هاشمی رفسنجانی منتشر کردند، کذب محض است.

حجت‌الاسلام میرلوحی با اشاره به تماس اخیر خود با بادامچیان به نقل از وی گفت که "من چنین مطلبی را نگفته‌ام ".

وی در عین حال خبر روز گذشته خبرگزاری فارس در خصوص ارسال دو پیام از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ورود آیت‌الله مهدوی کنی به انتخابات هیئت ریئسه مجلس خبرگان رهبری را تأیید کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س


تصویر بزرگ
یک منبع آگاه گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی از طریق نماینده خود به آیت‌الله مهدوی کنی از وی درخواست کرد تا برای ریاست مجلس خبرگان رهبری کاندیدا شوند.


 یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به واسطه یکی از ائمه جمعه موقت تهران اخیرا به آیـت‌الله مهدوی کنی پیغام داد که ایشان برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شوند.
این عضو مجلس خبرگان که حامل این پیام بود، از قول آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است که: "من اصراری برای آمدن ندارم. آیت‌الله مهدوی کنی حتما کاندیدا شوند ".
نامبرده همچنین به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته است: "من هرباری که برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا می‌شدم، نزد مقام معظم رهبری می‌رفتم و ایشان تاکید می‌کردند که شما بیائید اما این‌بار که به دیدار مقام معظم رهبری رفتم، حضرت آقا فرمودند: من نظر نفی و اثباتی ندارم . . . ".
به گفته این منبع آگاه چند روز پس از این ماجرا عضو مجلس خبرگان رهبری مجددا طی تماسی با آیت‌الله مهدوی کنی به ایشان اعلام می‌کند تصمیم آقای هاشمی رفسنجانی عوض شده و می‌خواهد کاندیدای ریاست شود.
برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که فشارهای ناشی از اطرافیان و برخی جریانات سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را وادار به تغییر تصمیم اولیه خود کرده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در جلسه این مجمع گفت: "در اجلاس دوره قبل خبرگان رهبری، ریاست خبرگان را شخصاً به آیت‌الله مهدوی کنی پیشنهاد کردم و خود مایل به پذیرش آن نبودم ".


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س

تصویر بزرگ

بسیاری از مقامات آمریکایی معتقدند جنبش سبز مدتهاست که مرده و ارزش ندارد که بیشتر از این ایران را با خود دشمن سازند. تنها راه آمریکا راه اندازی جنش سبز2 می باشد.




پایگاه اینترنتی فصلنامه  "فارین افرز" ارگان شورای روابط خارجی آمریکا در مقاله ای تحت عنوان «جنبش سبز 2 چگونه حمایت آمریکا از مخالفین می تواند منجر به پیروزی آنها شود؟» منتشر کرد که در آن بر لزوم ادامه حمایت آمریکا از جنبش سبز تأکید کرد.
این مقاله در استدلالی بیان می دارد: «شورش مصر سبب از بین رفتن ترس برخی از مخالفان ایرانی شده است؛ مشاهده حمایت اوباما از مصریان در مواقع بحرانی این شورشِ چند هفته‌ای مصر، بسیاری از فعالان ایرانی را متقاعد ساخته است که پشتیبانی اوباما این نیرو را به مخالفان ایرانی می‌دهد تا پس از یک مدت زمان طولانی بتوانند با مقامات و حاکمان مجددا مقابله کنند.»
این مقاله که حمایت مطلق آمریکا از دیکتاتورها قبل از سقوطشان را نادیده می گیرد می افزاید: «هر چند اوباما برای حمایت از شورش مردم مصر چند روزی صبر کرد، اما وی با انجام این کار این پیام را فرستاد که آمریکا به ارتش مصر فشار نخواهد آورد تا حسنی مبارک را بر سر قدرت نگه دارد و این امر سبب جرات بخشیدن به مخالفان مصر شد. یک چنین حمایتی می‌تواند در مورد ایران نیز کارساز باشد.»
این مقاله ضمن اذعان به اینکه آمریکایی بودن، لکه ننگ هر جنبشی است می گوید: « اکنون بعد از وقایع پس از انتخابات ایران در سال 2009، دیگر درست نیست که بگوییم حمایت آمریکا از جنبش مخالفان ایران سبب لکه‌دار شدن این جنبش می‌شود زیرا مشخص شده است که شورش مصر و قیام‌های منطقه خاورمیانه، مردمی، محلی، و مستقل از آمریکا می‌باشند. با این وجود، باید دید که آیا آمریکا آماده است تا به همان صورت که از معترضان مصری حمایت کرد از جنبش سبز نیز حمایت کند.»
ارگان شورای روابط خارجی آمریکا همچنین با اعتراف به مرگ جنبش سبز می افزاید: «بسیاری از مقامات آمریکا معتقدند جنبش سبز مدتهاست که مرده و ارزش ندارد که بیشتر از این ایران را با خود دشمن سازند. با این حال، آمریکا خیلی زود جنبش سبز را در سال 2009 کنار گذاشت. تغییرات اساسی نیاز به زمان دارد. در واقع، ممکن است ایرانیان برای مقابله با رژیم خود خیلی بیشتر از مصریان نیازمند حمایت آمریکا باشند.امروز شاید تنها راه آمریکا راه اندازی جنش سبز 2 باشد.»
این مقاله یکی از راههای حمایت مجدد آمریکا از جنبش سبز ایران را تامین فناوری مورد نیاز برای مخالفان عنوان کرد: «اگر فناوری سطح بالایی در اختیار مخالفان حکومت ایران قرار گیرد آنها خواهند توانست تا با دولت مقابله کنند.»
این مقاله بر لزوم نامرئی بودن حمایت آمریکا از جنبش سبز تاکید کرد و گفت: «حمایت غرب از جنبش سبز می‌تواند سبب تقویت مخالفان گردد اما به شرطی که واشنگتن سعی نکند رژیم فعلی را با حکومتی به سبک دموکراسی غربی عوض کند و از این رو آمریکا نباید به مردم ایران شکل حکومت‌شان را دیکته کند.»
این مقاله با استناد به یک نظرسنجی  ادعا کرد: طبق نظرسنجی اخیر تلفنی موسسه صلح بین‌الملل از مردم ایران، اکثر مردم ایران خواستار ایجاد روابط نزدیک‌تر با آمریکا هستند.
بر اساس گزارش ارگان شورای روابط خارجی آمریکا مقامات واشنگتن اظهار داشته‌اند که از این به بعد زبان محکم‌تر، بخشی از رویکرد رسمی واشنگتن نسبت به ایران خواهد بود. چنانچه هیلاری کلینتون در صحبت‌های اخیرش در مورد حوادث ایران گفته است: «ما باید کاری کنیم که نظام سیاسی ایران، صدای مخالفان ایرانی را بشنود».


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اسفند 1389 توسط فاطمه ع س
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگقالب وبلاگ